آخرین خبرها
صفحه اصلی / شیعه پژوهی / امام زمان حضرت مهدی(عج) / نشانه های ظهور امام زمان (عج)

نشانه های ظهور امام زمان (عج)

Roshanai.ir 4 8

نشانه های ظهور امام مهدی علیه سلام بر اساس روایات و اخبار مستند در چهار دسته تقسیم بندی می شود.

1- حوادث طبیعی

2- دجال

3- سایر علایم

4- سفیانی

در این بخش سعی شد تا حوادث طبیعی بصورت تشریحی برای شما خواننده محترم بیان گردد.

التماس دعا/مدیر روشنایی

با تشکر از مركز جهانى حضرت ولى عصر (عج)
حوادث طبیعی

Roshanai.ir 4 1

بارانهاي پياپي
در سال ظهور، بارانهاي پياپي ، زمين را آباد و سرسبز مي كند و وضع مردم ، بهتر مي شود. امامان (ع ) در تبيين نشانه هاي ظهور و خبر دادن از رخدادهاي آن روزگار، از اين واقعه نيز، ياد كرده اند كه به چند نمونه از احاديثي كه در اين باره رسيده اشاره مي كنيم :
شيخ مفيد، با بهره گيري از روايات ، مي نويسد :
(( ثم يختم ذلك باريع و عشرين مطرة متصل فتحيي بها الارض ‍بعد موتها و تعرف بركاتها .))
پس پايان مي گيرد اين (پديد آمدن نشانه ها) با بيست و چهار باران پياپي كه زمين را پس از آن كه مرده بود، زنده مي كند و بركات آن را مي شناساند .
شيخ طوسي از امام صادق (ع ) روايت مي كند :
(( ان قدام القائم لسنة غيداقة ، يفسد التمر في النخل فلاتشكوا في ذلك .))
در آستانه قيام مهدي (ع )، سالي پرباران خواهد بود كه در اثر آن ، خرما بر روي نخل مي پوسد. پس در اين ، ترديدي به خود راه ندهيد .
يا امام صادق مي فرمايد :
(( و اذا آن قيامه ، مطر الناس في جمادي الآخرة و عشرة ايام من رجب ، مطرا لم ير الناس مثله ، فينبت اللّه به لحوم المؤ منين في ابدانهم في قبورهم .. .))
و چون هنگام ظهور مهدي (ع ) نزديك شود، در تمام ماه جمادي الآخر و ده روز نخست ماه رجب ، باراني بر مردم ببارد كه تا آن هنگام ، مانند آن را نديده باشند. پس خداوند، به وسيله آن ، گوشت بر بدن مؤ منان ، كه در قبرهايشان خفته اند، بروياند.
بارش اين مقدار باران ، آن هم پياپي ، كم سابقه و يا بي سابقه است . با اين حال ، حمل آن بر معجزه ، وجهي ندارد، زيرا وقوع آن به گونه عادي ممكن است . البته احتمال ديگري نيز وجود دارد كه اين بارانها، همزمان و در همه جاي زمين ببارد كه در اين صورت ، مي تواند جنبه اعجاز داشته باشد .
اين نشانه را گرچه بزرگاني مانند: شيخ مفيد، شيخ طوسي و طبرسي در رديف نشانه هاي ظهور آورده اند، ولي بايد توجه داشت :
اولا، روايت طبرسي و مفيد مرسله است .
ثانيا، جمله (( فينبت اللّه به لحوم المؤ منين )) در ذيل روايت طبرسي ، نشان مي دهد كه مربوط به برپايي قيامت و زنده شدن مردگان است .
و ثالثا، روايت شيخ طوسي نيز ضعيف است ، زيرا در سند آن علي بن ابي حمزه قرار دارد كه از واقفيه است .
بنابراين ، اثبات چنين نشانه اي براي ظهور، به استناد اين گونه روايات ، مشكل است . البته از مجموع اين روايات و سخناني كه در اين باب گفته اند، با توجه به اين كه دوران ظهور، آغاز سامان يافتن امور و از بين رفتن مشكلات است ، احتمال مي رود كه از نظر طبيعي ، شرايط مساعدي پيش مي آيد، تا سال ظهور سالي پرباران و آبادان باشد.

Roshanai.ir 4 2

تهاجم ملخها

بين يدي المهدي موت أحمر وموت أبيض وجراد في حينه وجراد في غير حينه أحمر كالدم …

پيش از ظهور مهدى مرگ سرخ و سفيد و حمله ملخها در هنگام و نابهنگام كه چون خون قرمزند خواهد بود.

Roshanai.ir 4 3

رانش كوه با روستاي لبد چه كرد

اشاره: در يكي از روايتهايي كه در باب علائم آخرالزمان وارد شده مي خوانيم:

سيكون في آخر الزمان خسف و قذف و مسخ

در آخرالزمان خسف، قذف، و مسخ واقع خواهد شد.

خسف: به معناي فرو رفتن در زمين است و قذف: به معناي پرتاب چيزي از مكاني به مكان ديگر است، كه از آن جمله است پرتاب سنگ، معناي مسخ نيز دگرگوني سيرت و صورت چيزي است به شكلي جز آنچه هست. مثلا تبديل شدن انسان به حيواني همچون خوك و يا ميمون.

در اينكه اينگونه وقايع در آخر الزمان رخ مي دهد جاي ترديد نيست، زيرا اين موضوع در روايات بسياري مورد اشاره قرار گرفته است.

اما اينكه چه وقايعي را مي توان به عنوان مصاديق اين روايات ذكر كرد محل تأمل است، و واقعا نمي توان گفت كه فلان واقعه طبيعي كه در فلان منطقه رخ داده مصداق واقعه پيش بيني شده در روايات ياد شده است يا خير؟ اما توجه به حوادث و رويدادهايي كه هر از چند گاه در گوشه و كنار جهان رخ مي دهد و برخي از آنها نيز در نوع خود بي نظير هستند خالي از فايده نيست و حداقل مي تواند ما را به تأمل بيشتر در موضوع آخرالزمان و نشانه هاي ظهور وا دارد.

با اين مقدمه توجه شما عزيزان را جلب مي كنيم به گزارش رويدادي كه در يكي از مناطق كشورمان رخ داده و در مطبوعات منعكس شده است.

در مشاهدات علم زمين شناسي هرگاه جنس لايه اي تحتاني كوه سست تر از طبقات فوقاني آن باشد، اين عامل بر اثر آب و رطوبت و همچنين فشار لايه هاي فوقاني آن، در جائي كه مشرف به دره باشد باعث حركت اين قسمت خواهد شد يعني طبقات بالايي كوه به سمت پايين آن سقوط كرده و جا به جا مي شود كه اصطلاحا به آن رانش كوه مي گويند و نمونه بارز آن يك دو سال قبل در يكي از روستاهاي اطراف شهرستان بانه اتفاق افتاد كه بر اثر رانش كوه چندين خانه كه در دامنه كوه بنا شده بود زير خروارها سنگ و خاك مدفون گشت و نمونه ديگر آن در سال 76 در جاده هراز به وقوع پيوست كه باعث تخريب قسمتي از جاده شده و تعدادي ساختمان را نيز در خود مدفون نمود. اما در 12 / 1 / 77در روستاي لبد از توابع شهرستان فارسان در دامنه كوه كي نو ( چهار محال بختياري ) وضعي متفاوت از ساير نقاط و حتي جهان اتفاق افتاد كه علم زمين شناسي از تفسير آن عاجز است.

ساعت 45/6 بعدازظهر و هنگامه غروب است. آفتاب در پشت كوههاي غرب پنهان گشته و هوا رو به تاريكي است و در خانه هاي روستايي منطقه كوهستاني، فانوسها روشن مي شود، گوسفندان از چرا برگشته و در اغلهاي خود آرميده اند و مرغها به لانه هاي خود خزيده و در آبادي سگها با عوعوي خود ضمن اعلام حضور مشغول نگهباني از روستا مي باشند.

روستاييان در حالي كه روز پر تلاشي را پشت سر گذاشته اند در كلبه هاي خود جا خوش كرده احتمالا همسران خانواده در تدارك شام مختصر اعضاي خانه مي باشند و تعدادي هم خسته از كار روزانه در حالي كه پشتي هاي خود تكيه داده اند و در افكار خود مسائلي را كه در روز بر آنان گذشته است مرور مي كنند و لابد براي فرداي خود نقشه مي كشند، كسي چه مي داند، شايد فردايي نباشد.

كه داند بجز ذلت پروردگار                  كه فردا چه بازي كند روزگار

روستاي لبد بر عكس سمت مقابل كوه كه شيب تندي دارد در قسمتي از دره قرار گرفته است كه تا حدودي امكان احداث كلبه هاي روستايي و نگهداري احشام در آن وجود دارد.

ناگهان در آن سوي دره يعني در مقابل روستاي لبد واقعه عجيبي اتفاق مي افتد كه مشابه آن را از ازمنه قديم تا كنون در هيچ جاي دنيا كسي سراغ ندارد و بجز اشاراتي كه در قرآن كريم به آن شده ( آيه 4 سوره اعراف ) مورد ديگري در تاريخ ثبت نشده است.

صداي مهيبي شنيده شده و گرد و غبار عظيمي هوا را تاريكتر از شب تيره مي كند. انگار محشري بر پا گرديده، پس از انعكاس اين صداي عجيب در كوهستان و منطقه، روستاييان پايين دست واقع در امتداد دره، چون شب است فانوس بدست در كنار جاده مشرف به دره مجاور روستاي خود كنجكاو شده، سمت و سوي حادثه را در بالا دست خود كه همين روستاي لبد است، مي نگرند اما چون شب كوهستان همه جا را زير چتر سياه خود پنهان كرده، بجز خاموش شدن تنها منبع روشنايي روستاي لبد يعني فانوسها چيز ديگري را درك نمي كنند، اما اين را ميدانند كه آن صداي مهيب كه تا آن هنگام دهشتناك تر از آن را نشنيده اند، اتفاق مهمي در بطن خود دارد، اما چه كنند چون شب است و همه جا پرده سياهي كشيده شده و راه مال رو است. دسترسي به روستاي مورد نظر در روز غير ممكن است و دشوار تا چه رسد به شب تار، لاجرم تنها كاري كه مي توانند بكنند اين است كه فانوس بدست تا صبح بيدار بمانند و دره را مشاهده كنند، چنانچه سيلي در كار باشد، زودتر باخبر شده، خود و اعضاي خانواده را در جاي امن تري هدايت كنند، تا در حالي خواب غافلگير نشوند، بايد منتظر بمانند تا چراغ روز همه جا را روشن كند. وقتي سپيده سر مي زند، اهالي روستاي پايين دست مي خواهند بدانند آيا براي روستاي لبد اتفاق افتاده است يا نه؟ ولي هر چه نگاه مي كنند كمتر مي يابند.

انگار چنين روستايي در بالا دست آنان به آن همه آثار و علائم وجود نداشته است، ولي مگر چنين چيزي ممكن است؟ شايد چشمان آنان از سو افتاده است. اينطور چنين چيزي دستگيرشان نمي شود، بايد تكاني خورد و بايد از نزديك ديد كه چه شده است.

لذا حركت مي كنند و با دلهره و زحمت فراوان خود را به محل روستاي لبد مي رسانند، اما لبدي وجود ندارد، نه خانه اي و نه اهالي روستا و نه آغلي و نه گاو و گوسفندي و نه باغي و نه درختي و ميوه اي و نه…

خداي من اصلا جنبنده اي در اينجا پر نمي زند و آثار حياتي در اين روستا مشاهده نمي شود به جز خاك و سنگهاي تازه جابجا شده چيز ديگر رويت نمي گردد، دره سالم است و شكل طبيعي خود را دارد و نهر خشك آن پا بر جاست.

ولي در آن سوي دره و در كمركشي كوه انگار توده عظيمي از كوه را تازه از آن جدا كرده اند، اما چگونه و به كجا برده اند؟! مگر مي شود اين همه خاك و سنگ را يك شب به اين سمت دره آورد، و روستاي لبد را با آن همه آثار و علائم و خانه ها و باغها در زير آن مدفون كرد؟ اما پس از كاوشهاي بعدي معلوم مي شود قطر اين توده هاي خاك به 70 متر مي رسد، باور كردني نيست، اما چشم بينا هيچوقت اشتباه نمي بيند همان را مي بيند كه در معرض ديد است، هزاران تن خاك و سنگي كه از كمركش كوه مجاور جدا شده اگر سقوط مي كرد يعني اگر رانش داشت با آنهمه حجم عظيمي كه داشت نمي توانست دره زير پاي خود را به دليل وسعت زياد آن پر كند و به آن تغيير وضعيت بدهد، تا چه رسد به اينكه اين سوي دره بيايد و كل روستا را زير خود مدفون كند.

پس چه شده است؟ مثل اين است كه ميليونها تن سنگ و خاك از كوه مجاور جدا كرده و در منجنيق گذاشته و از بالاي دره به سوي روستاي لبد پرتاب نموده اند كه در آن واحد روستاي فوق را زير خود مدفون كرده و فرصت عكس العملي به هيچ جنبنده اي در اين واقعه داده نشده است.

علم زمين شناسي براي اين واقعه هيچ تفسير و ادله اي ندارد و از توجيه آن عاجز است و اين از وقايع نادري است كه فقط قرآن به آن اشاره دارد، واقعه اي كه براي عذاب قومي و عبرت سايرين اتفاق مي افتد.

Roshanai.ir 4 4

زلزله

در حديثى آمده است كه سال ظهور سال پيدايش زلزله ها و سرماى شديد است.

عن أميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ قال: رجفة تكون بالشام يهلك فيها أكثر من مائة ألف، يجعلها اللّه رحمة للمؤمنين وعذاباً على الكافرين .

از امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ نقل شده است: زمين لرزه اى در شام رخ خواهد داد كه بيش از صد هزار نفر كشته مى شوند و آن را خداوند رحمت براى مؤمنان و عذاب براى كافران قرار داده است.

Roshanai.ir 4 5

ستاره‏هاى دنباله‏ دار

در برخى از روايات طلوع ستاره‏هاى دنباله‏دار از علايم ظهور به حساب رفته است چنان‏كه اميرالمؤمنين(ع) مى‏فرمايد: «و طلوع الكواكب المذنبة واقتران النجوم‏».

همچنين فرمود: «و بدا لكم النجم ذوالذنب من قبل المشرق و لاح لكم القمر المنير فاذا كان ذلك فراجعوا التوبة‏».

«يعنى براى شما ستاره دنباله‏دارى از جانب خاور آشكار و ماهتاب پرفروغى ظاهر مى‏شود در اين هنگام به توبه باز گرديد، و در برخى از علامات، ظهور ستاره دنباله‏دار را در نزديك جدى به نگارش آورده‏اند».

علامه مجلسى(قدس‏سره) ذيل كلام اميرالمؤمنين(ع) مى‏نويسد:

گفته شده است اين سخن اشاره است‏به ستاره دنباله‏دارى كه در سال‏839 هجرى پديد آمد، درحالى كه خورشيد در اوايل ميزان[مهرماه] بود، اين ستاره ذوذنب نزديك مجموعه ستارگان «اكليل شمالى‏» بود، سپس به تدريج از نور آن كاسته و پس از هشت ماه به‏طور كلى محو گرديد.

در زمان ما[مجلسى دوم] در سال 1075 ستاره دنباله‏دارى بين مشرق و قبله

مشاهده گشت كه داراى طلوع و غروب بود، حركت آن سريع و از مغرب به

مشرق(توالى) بود و پس از دو ماه ناپديد شد، ليكن نمى‏توان گفت مراد آن حضرت حتما اين زمانها بوده است

Roshanai.ir 4 6

سيلاب رود فرات

يكى از نزديك ترين نشانه هاى ظهور مهدى آل محمد ـ عليهم السلام ـ  جارى شدن سيلاب فرات در شهر كوفه است.

عن أبي عبداللّه ـ عليه السلام ـ : سنة الفتح ينشق الفرات حتّى يدخل ازقة الكوفة.

امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند: در سال ظهور آب فرات طغيان كرده به گونه اى كه وارد كوچه هاى تنگ كوفه مى شود.

قال ابن عباس: يا أميرالمؤمنين ما اقترب الحوادث الدالّة على ظهوره؟ فدمعت عيناه وقال: إذا فتق بثق في الفرات فبلغ ازقة الكوفة فليتهيأ شيعتنا للقاء القائم .

ابن عباس مى گويد: به امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ عرض كردم: نزديك ترين حادثه كه حكايت از ظهور خواهد داشت چيست؟ پس آنگاه چشمانش اشك آلود شد و فرمود: هرگاه شكافى بر كنار رود فرات ايجاد شود و به كوچه هاى كوفه رسد، آنگاه شيعيان ما آماده ملاقات قائم باشند.

طاعون

فأمّا الموت الأحمر فالسيف وأمّا الموت الأبيض فالطاعون .

مرگ سرخ كشته شدن به شمشير و مرگ سفيد طاعون است.

Roshanai.ir 4 7

طلوع خورشيد از مغرب

از جمله نشانه هاى ظهور كه در روايات به آن اشاره شده ، طلوع خورشيد از مغرب است ، وقوع

چنين پديده اى ، اگر معناى ظاهرى آن مراد باشد، مستلزم در هم ريختن و از هم پاشيدن نظم جهان و تغيير در حركت منظومه شمسى خواهد بود و اين ، با اصول حاكم بر نظام طبيعت ، ناسازگارى دارد. به طور قطع حضرت مهدى (ع )، بر روى همين زمين ، حكومت جهانى خويش را تشكيل مى دهد .

بر اين اساس تحقق اين نشانه به گونه معجزه ، چنانكه برخى پنداشته اند، ميسر نيست ، زيرا معجزه در محدوده نظام حاكم بر طبيعت و جهان صورت مى گيرد .

به نظر مى رسد، منظور از طلوع خورشيد از مغرب ، حضرت مهدى است .

فيض كاشانى در توضيح رواياتى در اين زمينه مى نويسد :

(( و كاءنه كنى بطلوع الشمس من مغربها فى الحديث عن ظهوره (ع ) كما يظهر من بعض الاخبار)) .

گويا، طلوع خورشيد از مغرب ، كنايه از ظهور حضرت مهدى (ع) است ، همان گونه كه از برخى اخبار هم استفاده مى شود.

همان گونه كه مرحوم فيض اشاره كرده ، از برخى روايات نيز اين مطلب استفاده مى شود. در ذيل رويات صعصعه ، كه اين حادثه را به عنوان نشانه ظهور معرفى مى كند، جمله اى است كه روشنگر اين معناست . صعصعة در پاسخ فردى كه از منظور اميرالمؤ منين (ع ) از جمله :

(( لا تساءلونى عما يكون بعد ذلك …)) پرسيده بود، گفت :

(( ان الذى يصلى خلفه عيسى بن مريم هو الثانى عشر من العترة التاسع من ولد الحسين بن على (ع ) و هو الشمس الطالعة من مغربها .))

كسى كه حضرت عيسى (ع )، پشت سروى نماز مى گزارد، دوازدهمين نفر از خاندان پيامبر(ص ) و نهمين نفر از فرزندان حسين بن على است و هم اوست خورشيدى كه از غروبگاهش طلوع مى كند

طلوع ستاره دنباله دار از نشانه هاى ظهور است

در روايات آمده است: مهدى(ع)پس از غيبتى طولانى، همزمان با طلوع ستاره اى سرخ و ويرانى رى و خسف زوراء ظهور مى كند. ستاره اى از مشرق طلوع مى كندكه دنباله درخشانى دارد

طلوع ستاره اى دنباله دار، ملت عرب را به وحشت مى اندازد وآن ستاره اى است كه در طرف مشرق ظاهر مى شود و همانند ماه مى درخشد. سپس دنباله اش برمى گردد و نزديك مى شودكه در سرش به يكديگر برسد

پر واضح است كه ترس و وحشت عرب از ستاره نيست، بلكه از حوادث جانكاهى است كه همزمان با طلوع ستاره روى مى دهد. رسول اكرم (ص)مى فرمايد: هنگامى كه پل در بغداد زده شد و ستاره هاى دنباله دار از مشرق طلوع كرد، دركنارآن پل گروه گروه كشته مى شوند.

در كتاب روزگار رهايي آمده است: احتمال مى رود كه پيامبر (ص)با تعبير ستاره دنباله دار، هواپيماهاى جنگى را اراده كندكه به دنبال خود دود غليظى به جاى مى گذارند و شايد منظور همان ستاره دنباله دار باشد كه در احاديث فراوانى ازآن بحث شده است و خود، نشانه نزديك شدن ظهور حضرت بقية الله (ع)است.

Roshanai.ir 4 9

كسوف و خسوف

يكى ديگر از نشانه هاى ظهور امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ رخداد دو پديده نابهنگام و غير عادى كسوف و خسوف است. اگر چه اين دو پديده از رخدادهاى طبيعى ست ليكن تحقق آنها منوط به شرائط ويژه نجومى مى باشد كه در غير اين صورت امر غير عادى خواهد بود.

امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمودند:

پيش از اين امر ـ ظهور قائم آل محمّد ـ عليهم السلام ـ ـ ماه در 25 ماه رمضان و خورشيد در نيمه آن ماه گرفته مى شود آنگاه است كه حساب منجمان بر هم مى خورد.

گرفتن خورشيد و ماه، پديده ى جديدى نيست. ولى آنچه كه مهمّ است اين است كه هميشه كسوف در اوائل ماه و خسوف در اواخر ماه رخ مى دهد.

و اين قانونى است كه تا بحال نقضى به آن وارد نشده وليكن قبل از ظهور آنحضرت ماه در 25 و خورشيد در 15 ماه رمضان مى گيرد و اين از آيات الهى است كه به گفته امام ـ عليه السلام ـ از آنهنگام حساب منجّمين نيز به هم مى خورد.

نیز، كسوف در نيمه ماه رمضان و خسوف در آخر و يا اول همان ماه است .
كسوف در روزهاى نخست و روزهاى آخر ماه و خسوف در روزهاى ميانى ماه ، طبيعى و عادى است و در طول تاريخ ، بارها و بارها، رخ داده و از نظر علمى خسوف و كسوف در روزهاى ياد شد، پديده عادى به حساب مى آيد و از ديرباز، منجمان ، بر اساس محاسبه هاى دقيق رياضى و نجومى ، زمان گرفتن خورشيد، يا ماه را در طول سال ، پيش بينى مى كرده اند، ولى خورشيد گرفتگى در وسط ماه يا ماه گرفتگى در اول و يا آخر آن ، ظاهرا امرى غير عادى و رؤ يت آن ، امكان ندارد. البته در خود روايات هم ، به غير عادى بودن تحقق اين نشانه تصريح شده است :
امام باقر(ع ) مى فرمايد:
آيتان تكون قبل القائم لم تكونا منذ هبط آدم (ع ) الى الارض ، تنكسف الشمس فى النصف من شهر رمضان والقمر فى آخره ، فقال رجل يا بن رسول الله تنكسف الشمس فى آخر الشهر والقمر فى النصف ؟ فقال ابوجعفر(ع ): انى لاعلم بما تقول ولكنها آيتان لم تكونا منذ هبط آدم.
دو نشانه ، پيش از قيام مهدى (ع ) پديد خواهد آمد كه از زمان هبوط آدم در زمين بى سابقه است : گرفتن خورشيد نيمه ماه رمضان و گرفتن ماه در آخر آن .
مردى به امام عرض كرد: اى پسر رسول خدا! كسوف در وسط و خسوف در آخر ماه ؟
حضرت فرمود: (آرى ) من به آنچه مى گويى داناترم ، ولى آن دو نشانه اند كه واقع شدن آنها از زمان هبوط آدم (ع ) سابقه ندارد.
اين كه سؤ ال كننده ، از سخن امام (ع )، در شگفت مى شود و نيز تاءكيد و تصريح امام (ع ) به اين كه وقوع اين دو نشانه ، به گونه اى است كه از ابتداى خلقت ، سابقه ندارد، ولى با اين حال ، واقع خواهند شد. به روشنى گويا اين نكته است كه تحقق خسوف و كسوف ، به گونه اى كه ياد شد، خارج از چهارچوب ، امور عادى به صورت معجزه خواهد بود.
يا مى فرمود:
ان لمهدينا لم يكونا منذ خلق الله السموات و الارض ، ينكسف القمر الاول ليلة من رمضان و تنكسف الشمس فى النصف منه ، ولم يكونا منذ خلق الله السموات والارض .
براى مهدى ما، دو نشانه است كه از هنگامى كه خداوند آسمانها و زمين را خلق فرمود، سابقه ندارد: خسوف در اول ماه رمضان و كسوف در نيمه همان ماه .
در اين روايت ، زمان كسوف به جاى آخر ماه ، اول ماه و به جاى هبوط آدم ، خلقت زمين و آسمانها آمده است . در برخى روايات ، كسوف در سيزدهم و چهاردهم ماه نيز آمده است . كسوف ، افزون بر اول و آخر ماه رمضان كه در دو روايت گذشته بود، در 5 و 25 ماه نيز پيش گويى شده است . اين اختلاف اندك ، اثر چندانى در مساءله ندارد، زيرا گرفتن ماه ، در شبهايى كه ماه در محاق است ، ديده نمى شود، حالا چه اول ماه و چه آخر ماه و چه شبهاى نزديك به آخر، هر چند در شب پنجم و بيست و پنجم ، احتمال وقوع آن بعيد نيست .
به نظر مى رسد كه وقوع اين دو پديده ، به صورت غير عادى ، به خاطر آن است كه اهميت مساءله ظهور، نمايانده بشود و مردم از خواب غفلت بيدار شوند و خود را مهياى مشاركت در آن نهضت عظيم سازند.
به عبارت ديگر، خداوند در آستانه ظهور، براى اقامه حجت بر مردم و مطمئن ساختن ياران حضرت مهدى (ع )، به ظهور آن حضرت ، چنين پديده هايى را بر خلاف معمول و به گونه معجزه محقق مى گرداند.
برخى بر اين باورند كه خسوف و كسوف ، به گونه اى كه ياد شده ، در چهارچوب حوادث طبيعى و عادى نيز قابل بررسى و تبيين است و براى آن ، احتمالها و توجيه هايى را ياد كرده اند، ولى نياز به اين توجيه ها نيست ، زيرا هيچ اشكالى ندارد كه پديدار شدن آنها به صورت معجزه باشد، زيرا در جهت اقامه حجت و تقويت حق و هدايت مردم است و با قانون معجزه ناسازگارى ندارد. البته يادآورى اين نكته لازم است كه اگر چه در روايات فراوانى ، در منابع شيعه و سنى ، به پديد آمدن اين نشانه در آستانه ظهور تصريح شده است ، ولى اين نشانه از نشانه هاى حتمى ظهور نيست و در روايات ، به ناگزير بودن آن اشاره نشده است ، از اين روى خسوف و كسوف را از نشانه هاى قطعى و مسلم ظهور نمى توان به حساب آورد

Roshanai.ir 4 10

نزول بارانهاى پياپى

هر انسان با ايمانى در اين واقعيّت، ذرّه اى ترديد به خود راه نمى دهد كه قطرات باران به اراده و خواست و طبق قانون خدا بر زمين فرو مى بارد و اين فرمان فرماى هستى است كه قوانين طبيعى را چنين تدوين نموده است:

(وهو الذي أرسل الرّياح بشراً بين يدي رحمته وأنزلنا من السماء ماءً طهورا)

او كسى است كه بادها را بشارت دهندگان از رحمت خويش مى فرستد و ما از آسمان آب پاك نازل مى كنيم.

لكن اين قوانين در واكنش به كردارهاى ناهنجار چهره اى ديگر به خود گرفته و به فرمان خداوند در صدد تنبيه برمىآيند. از آن جمله تغيير در نطام بارش  و وزش هاست. كه در آخرالزمان دستخوش تحولاتى مىشوند. كه در روايات بدان اشاره شده است؛ ما نيز برخى از آنها اشاره مىكنيم:

يكى از نشانه هاى ساعة (ظهور امام زمان ارواحنا فداه) آن است كه باران گرم مىبارد.

بيايد بر مردم زمانى كه آسمان ببارد و زمين نرويد

برپا نشودساعة (ظهور) تا ببارد بر مردم باراني كه خانه هاى گلى باقى نماند و گل خانه هاى موئين شسته شود ـ چادرهاى صحرائيان ـ

البته تذكر اين نكته ضرورى است كه منظور از ساعة زمان ظهور امام زمان ارواحنا فداه است كه در روايات بدان تصريح شده است

 

به سفارش مدیر روشنایی

امیر پوردستان در همایش «مجاهدان در غربت»: هدف آمریکا از لشکرکشی به عراق و افغانستان حمله به «ایران» بود

به گزارش روشنایی،  امیر سرتیپ «احمدرضا پوردستان» رییس مرکز مطالعات راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران …

3 دیدگاه

  1. عالی بود انشالله که هر چه زودتر آقامون ظهور کنه …اللهم عجل لولیک الفرج

  2. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code