آخرین خبرها
صفحه اصلی / فرق و ادیان / مریم رجوی: جولیانی به من گفت که ترامپ می خواد بشکن بزنه

مریم رجوی: جولیانی به من گفت که ترامپ می خواد بشکن بزنه

مریم رجوی: جولیانی به من گفت که ترامپ می خواد بشکن بزنه

 Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsایران قلم، دوازدهم نوامبر ۲۰۱۶:… در هر صورت محض اطلاع  مریم رجوی به یادآوری می کنیم که ” بشکن زدن ” که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی و جنابعالی به رقص عربی هم مشغول شود، باز هم آبی برای فرقه مجاهدین گرم نخواهد شد. در بهترین وضعیت شما از یک مزدور  و آلت دست … 

Rudi Giuliani with Maryam Rajavi

National Security: Could Maryam Rajavi (Mojahedin Khalq) blackmail her friends in high places – Rudi Giuliani, John Bolton and Newt Gingrich

لینک به منبع

مریم رجوی: جولیانی به من گفت که ترامپ می خواد  بشکن بزنه

این همه صدام حسین در ” جوار خاک میهن ” برایتان بشگن زد ، به جایی رسیدید که الان از فرنگ به جایی برسید؟

فرقه مجاهدین خلق  تا  قبل از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا مدعی بود خانم هیلاری کلینتون برنده این انتخابات و رئیس جمهور آینده این کشور خواهد بود و در وصفش نوشته بود که کلینتون لباس تروریستی را از تن ما در آورد. خودتان بخوانید:

” … انچه که کابینه احتمالى هیلرى کلینتون را از تمام دولتهاى امریکا در بعد از انقلاب ۵٧ ایران، متمایز میکند پتانسیل تاثیرپذیرى آن در جهت ارتقاء روابطش با مقاومت و اپوزیسیون دمکراتیک مردم ایران است. چنین رویکردى به مقاومت مردمى، بیش از هر سیاست فرضى دیگر امریکا، به ورود کیفى عنصر اجتماعى در صحنه ایران و تسریع سرنگونى رژیم کمک خواهد کرد. ورود به حیطه ممنوعه ایجاد و ارتقاء روابط رسمى با مقاومت مردم ایران- “نا خواسته”، در روز ٢٨ سپتامبر ٢٠١٢ توسط خود خانم کلینتون با خارج کردن مقاومت از لیست تروریستى کلید خورد. از این زاویه، کابینه احتمالى کلینتون داراى بهترین شناخت تاریخى، آمادگى ذهنى، و قدرت تصمیم گیرى براى اتخاذ “به خواسته” چنین سیاست مسئول و راه گشایانه در قبال مردم و مقاومت ایران میباشد. تبیین چنین سیاستى توسط اولین زن رئیس جمهور امریکا در قبال اپوزیسیون ایران که توسط یک زن رهبرى میشود از ویژگى هاى تاریخى چنین سیاستى میباشد… “

http://aftabkaran.com/maghale.php?id=5834

حتما خواندید و ملاحظه کردید که فرقه مجاهدین چه می گفته است، اما درست ۲۴ ساعت بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهری آمریکا  و پیروزی دونالد ترامپ  در یک چرخش ۱۸۰ درجه ای ، مریم رجوی مدعی شد که جولیانی عزیز به وی گفته است که ترامپ می خواهد برایش بشگن بزند. حتما تعجب می کنید. اما ماجرا چیست؟ باز رسانه های وابسته به فرقه مجاهدین به نقل از فاکس نیوز و جولیانی شهردار سابق نیویورک نوشته اند:

” شبکه تلویزیونی فاکس نیوز در یکی از میان برنامه های تبلیغاتی امروز صبح خود گفت:« ایران مفاد توافق هسته ای را نقض کرده است. براساس گزارش سازمان ملل متحد، ایران از حد مشخص شده برای ذخایر اب سنگین خود فراتر رفته است.  در هیمن حال شهردار سابق نیویورک گفت ترامپ می تواند به سادگی یک بشکن زدن ، برجام را باطل کند.”

http://aftabkaran.com/akhbar.php?id=32220

در هر صورت محض اطلاع  مریم رجوی به یادآوری می کنیم که ” بشکن زدن ” که چیزی نیست، اگر ترامپ ، با دست های خودش صدام حسین را از قبر در بیاورد و به همراه ترکی فیصل و جولیانی و جنابعالی به رقص عربی هم مشغول شود، باز هم آبی برای فرقه مجاهدین گرم نخواهد شد. در بهترین وضعیت شما از یک مزدور  و آلت دست دون پایه فراتر نخواهید رفت. در ضمن   فراموش نکنید که ” مرحوم مسعود رجوی ” را هم برای این رقص بشکن زنی زنده کنید. خوب نیست شما به تنهایی در این رقص بشکن زنی با نامحرم مشارکت داشته باشید. نکته آخر: شما این همه صدام حسین در ” جوار خاک میهن ” برایتان بشگن زد ، به جایی رسیدید که الان از فرنگ به جایی برسید؟

داعش رجوی تروریست 2ذوق زدگی منافقین (مجاهدین خلق) از تصرف موصل توسط داعش (مزدوران رجوی به القاعده پیوستند)

Massoud Rajavi and Saddam HussainThe Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانی

National Security: Could Maryam Rajavi (Mojahedin Khalq) blackmail her friends in high places – Rudi Giuliani, John Bolton and Newt Gingrich

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27088

مردم در شناخت باند رجوی ودوستان تروریست اش ، اشتباه نمی کردند! 

رجوی و تروریستهای سوریهحمید تبریزی، ایران قلم، دوازدهم اکتبر ۲۰۱۶:… بموجب این طرح شیادانه است که عربستان وترکیه آن کارها را میکنند و تروریست های رنگارنگ به نیابت ازطرف آمریکا در کشورهای عمدتا اسلامی به جهاد مقدس؟! مشغول اند که سوریائی درخواست کننده ی تجاوز آمریکا به سوریه، دراین مجموعه قرار دارد!! باند رجوی هم این نوع درخواست ها را سالیان زیادی است که دارد والبته بجای طرح صریح آن، مدام به غرب هشدار میدهد که تحریم های این سلطه گران … 

رجوی و تروریستهای سوریهآرزوی محال!

لینک به منبع

مردم در شناخت باند رجوی ودوستان تروریست اش ، اشتباه نمی کردند!

با تشکر از حمید تبریزی  ـ ۱۹/۰۷/۱۳۹۵

طی خبری که رسانه ای خبری باند رجوی منتشر شده، آمده است :

” مخالفان سوری خواستار دخالت یکجانبه آمریکا برای نجات حلب شدند – ” بسمه قضمانی، عضو هیئت عالیمذاکرات سوریه روز یکشنبه ۹ اکتبر در مصاحبه با شبکه تلویزیونی «الحدث» خواستار دخالت یکجانبه آمریکا برایمنع روسیه از بمباران غیر نظامیان حلب شد. قضمانی گفت: تعامل سیاسی ودیپلماتیک سوری‌ها با روسیه برایحل بحران سوریه، دیگر به نقطه پایانی خود رسیده و بی نتیجه است “.

اینکه تاکنون ودرکدام مقطع تاریخی نیروهای نظامی آمریکا ” نجات بخش ” شده اند، ماندیده ونشنیده ایم وآنچه از عملکرد نیروهای مسلح این کشور سراغ داریم، حمله ی مستقیم وغیر مستقیم به حدود ۵۰ کشور جهان است واینک این سیاست های تجاوزکارانه خود را به شکل جنگ های نیابتی نشان میدهد واوباما که درظاهر مبتکر این نوع جنگ هاست، با این استدلال که هرچه سرباز آمریکائی کشته نشود وهرچه بودجه ی آمریکائی کمتری مصرف شود، بنفع آمریکاست!

بموجب این طرح شیادانه است که عربستان وترکیه آن کارها را میکنند و تروریست های رنگارنگ به نیابت ازطرف آمریکا در کشورهای عمدتا اسلامی به جهاد مقدس؟! مشغول اند که سوریائی درخواست کننده ی تجاوز آمریکا به سوریه، دراین مجموعه قرار دارد!!

باند رجوی هم این نوع درخواست ها را سالیان زیادی است که دارد والبته بجای طرح صریح آن، مدام به غرب هشدار میدهد که تحریم های این سلطه گران برعلیه مردم ایران ، کافی نبوده واین کارها دردایره ی ” مماشات ” قرار دارند ووچون این چنین است، لابد دنیای تجاوزگر غرب راهی جز حمله ی نظامی به ایران ندارد!!

اینها راست راستکی ازآمریکا میخواهند که بخاطر تصرف قسمتی ازخاک سوریه و … ، شانس اش را دریک جنگ اتمی امتحان کند والبته نتیجه اش هم برای این آدم کشان مهم نیست.

خاصه اینکه میدانیم که سران روسیه آنقدر عقب نشینی هایی دربرابر آمریکا داشته که گنجایش بیشتری برای ادامه ی آن ندارد و درمیان انتخاب منافع ملی خود و تسلیم شدن به آمریکا گیر کرده اند که منطقی تراست که دربرابرش مقاومت کنند که بدون مقاومت هم بلایی بدتر ازآن برسرش میآید وبنابراین روسیه، سوریه، ایران ودیگر متحدان سوریه، راهی جز مقاومت ندارند وواضح تر اینکه محکوم به مقاومت هستند!

درادامه:

” روسیه شامگاه شنبه ۸ اکتبر، پیش‌نویس قطعنامه ارائه شده به شورای امنیت سازمان ملل متحد از سویفرانسه و اسپانیا برای آتش‌بس در حلب سوریه را وتو کرد. ۱۱ کشور به این پیش‌نویس رای دادند، ۲ کشورمخالفت کردند و ۲ کشور رای ممتنع دادند. وتوی روسیه هم ضربه‌ای تمام کننده برای پیش‌نویس بود “.

یعنی میفرمائید روسیه راهی غیر ازاین داشت ؟

آیا دیوانه شده بود که این قطع نامه ی قلدرانه را تایید کرده و به سلطه گران ونوکران تکفیری واخوانی اش این امکان را دهد که لیبی دیگری را درسوریه بسازند؟!

اگر روسیه باین قطعنامه که راه تجاوز قانونی به سوریه را میگشود رای میداد دراصل به امنیت ملی خود خیانت کرده بود که این بار برخلاف گذشته ها نکرد!

چرا که میدانیم تمامی این گربه رقصانی ها اشغال خود روسیه وسپس چین را هدف نهائی خود قرار داده است!!

وایضا:

” پس از رای گیری بر سر پیش‌نویس قطعنامه، نمانیده بریتانیا در شورای امنیت، به شدت از موضع روسیه انتقادکرد و گفت که وتوی روسیه تکرار همان «ننگی»‌است که روسیه در سیاست‌هایش انجام می‌دهد. او خطاب بهنماینده روسیه که رئیس دوره‌ای شورای امنیت است گفت:‌ به خاطر وتو نمی‌توانم از تو تشکر کنم“.

اگر این نماینده ی نزدیک ترین متحد آمریکای متجاوز ، ازکار روسیه بخاطر وتو دفاع میکرد، معلوم میشد که روسیه این بار هم مانند دوران لیبی اشتباه کرده وچون چنین نشده ، کارش درست بوده و نماینده ی نوچه ی تجاوزگر اصلی طبیعی است نمیتواند ونباید از دستگاه دیپلماتیک روسیه – که این بار به هدف زده – تشکر کند!

وزیر خارجه ای که برای فریب روسیه ونجات گماشتگانش درسوریه به روسیه رفته بود و تیرش به خطا رفت چنین گفته است:

” پیش از رای گیری، جان مارک ایرلوت وزیر امور خارجه فرانسه، در سخنانی در جلسه شورای امنیت گفت کهوضعیت حلب، روی محک قرار دارد. او گفت: اگر اکنون اقدامی نکنیم، جهان برای همیشه حلب را از دست خواهدداد“.

شما مدت هاست که اقدام کرده اید، آقای نماینده ی جنگ طلبان فرانسه !

اتفاقا این فرانسه ی دموکرات؟! با این مسئولین بی استخوان وبی رگش ، نقش مهمی دربهم زدن اوضاع سوریه داشت همانطور که نقش بی بدیل اش درویرانی لیبی را مشاهده کرده ایم!

بنظر می رسد که نسل های جدید سیاستمداران غرب درقد وقواره ژنرال دوگل وحتی چرچیل هم نیستند که درمواردی با جاه طلبی های آمریکا موافقت نکنند!

یادمان هست ویا خوانده ایم که دردهه ی ۷۰ میلادی وزمانی که روشن شد که طلا دیگر پشتوانه ی دلار آمریکائی نیست، ژنرال دوگل به آمریکا پیشنهاد کرد که دلارها راازفرانسه پس گرفته و بجایش طلا بدهد که آمریکا نتوانست ومجبور به به اعلام ضمنی بی پشتوانگی دلارهایش شد و پشتوانه ی آنرا نفت عربستان معرفی کرد!!

فرانسه که استعمارگر لیبی و سوریه بود، حالا هم دل ازاین هوای نفسانی نکشیده و با مشاهده ی امیال پلید وهمسویی برادر بزرگتر زورگویش ، فرصت طرح چنین موضوعی را بوسیله ی سیاستمداران خریداری شده اش یافته است!

راست آنست که یکی از دالیل ذلت اروپا که دراصل پدر بزرگ آمریکا بوده، وجود چنین سیاستمداران بی رگ واستخوان بوده واروپا مدت هاست که قادر به اعمال سیاست های مستقل ومنطبق برمنافع ملی واقعی خود نیست واین امر بردیگر مردم جهان هم گران درمیآید!

ونیز:

” او ادامه داد: شورای امنیت باید خواستار توقف بمباران حلب و ورود کمک‌های بشردوستانه شود. آن‌چه درسوریه روی می‌دهد، تکرار نسل‌کشی است. او گفت رئیس نظام سوریه و متحدانش، با تروریسم مبارزه نمی‌کنند،بلکه آن را تقویت می‌کنند هرکس در کنار نظامی بایستد که مردمش را می‌کشد، باید پیامدهایش را تحمل کند.نباید عاملان جنایت‌‌های جنگی در سوریه از مجازات در امان بمانند “.

خود افشایی بهتر ازاین نمیشد!

سه چهارم مردم حلب درقسمتی ازاین شهر تاریخی زندگی میکنند که دردست ارتش سوریه است واین وزیر خارجه ی محترم به موشک باران قسمت اعظم مردم حلب که توسط این گروه های تحت حمایت غرب، عربستان وشرکا وهمچنین ترکیه قرار دارد اعتراضی ندارد واهمیتی به کشته شدن این قسمت ازمردم سوریه نداده وشاید هم آنرا حقوق بشری میداند!

اما وقتی همین تروریست های عامل غرب و … که مردم قسمت شرقی بعنوان اقلیت مردم حلب را به گروگان گرفته اند ووظیفه ی ارتش قانونی هرکشور دفع این گروگان گیری و تصرف اراضی کشورش میباشد ، مورد هدف قرار میگیرند، صدای وا حقوق بشری این نقض کنندگان اصلی حقوق بشر اینگونه درمیآید!

خوب زعمای قوم!

چرا لقمه را ازپشت سر بردهان میگذارید وبجای آن به این دست نشاندگان ودست پرورده های خود نمیگویید که از گروگان گیری مردم منصرف شده وبگذارند کمک های غذائی به آنها برسد؟!

مگر مسئول سازمان ملل متحد درامور سوریه به آنها نگفت که درحالی با سلاح هایشان شرق حلب را تخلیه کنند که او هم درکنار انها حرکت میکند؟!

این تضمین مهم کافی نیست ویا شما ها قصد دل کندن ازاین تروریست ها را ندارید؟!

با خروج این تروریست ها از شرق حلب ، مگر اسد وروسیه دیوانه شده اند که آنجا را بمباران کنند واصلا برای چه باید بمباران کنند؟!

بمباران ها برای قطع آتش موشک ها وخمپاره های تروریست هاست وچون این تروریست ها خود را درمیان مردم انداخته اند، مردم نیز مسلما تلفاتی خواهند داشت که جلوگیری ازآن برعهده ی موسسین وپشتیبانان غربی این تروریست ها هستند وتنها آنها وظیفه دارند که این شتر بربالای کوه نشانده ی خود را پایین آورند!!

خواننده ی محترم!

شما میزان عدالت درجهان ونحوه ی اجرای آن توسط سلطه گران را ملاحظه میفرمایید؟!

آیا شما صحبتی دردفاع ازاکثریت مردم سوریه را که با انواع موشک های اهدائی غرب وتوسط این تروریست ها و آدم خواران متشکل از اقصی نقاط جهان از سردمداران اروپای متمدن ملاحظه میفرمائید؟!

بفرض که اسد آدم کشی مینماید ولی آیا با قطع این کمک های سخاوتمندانه به تروریست ها ، مجوزی برای آدم کشی خواهد داشت ویا این کشتار های فرضی هزینه های گزافی برای اسد وحکومت سوریه ومتحدانش دربر خواهد داشته واورا به زیر خواهد کشید؟!

حمید تبریزی

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25733

حلب بسوی آزادی ومریم رجوی سرگرم عزاداری پنهان ! 

 رجوی و تروریستهای سوریهنوید، ایران قلم، بیست و هفتم ژوئن ۲۰۱۶:… توجه شود که شهر حلب ومردمانش توسط تکفیری های عمدتا خارجی وبا کمک های وسیع عربستان، ترکیه، قطر و روسای غربی آنها اشغال شده وچیزی که دراین شهر جریان داشته، کشتار مردم بوده بدست این گروه های آدمخوار وویرانی ای که آنها برجا گذاشته اند و دراین میان اگر مقاومتی توسط مردم حلب جریان داشته، این مقاومت نمیتوانسته برعلیه ارتش ملی کشور خودش باشد که قصد … 

رجوی و تروریستهای سوریهنگاهی به دیپلماسی تروریستها. اوباشان قداره کش

لینک به منبع

حلب بسوی آزادی ومریم رجوی سرگرم عزاداری پنهان !

(ارسال شده توسط آقای نوید ـ با تشکر از ایشان)

خبر زیر که ابدا از منابع جمهوری اسلامی نیست، نشان دهنده ی آزادی قریب الوقوع حلب ازدست نیروهای خارجی وافتادن امورش بدست حکومت قانونی آن کشور که رئیس جمهورش گفته برای برگزاری انتخابات زود رس واجرای تمام وکمال قانون اساسی آمادگی لازم را دارد، میباشد:

” با حمایت هواپیماهای روسیه آغاز یورش نهائی برای آزاد سازی شهر حلب – منابع خبری منطقه، از حمله گسترده ارتش سوریه به شهر حلب برای آزاد سازی کامل و پاکسازی آن از نیروهای داعش خبر داده اند. گفته می شود هواپیماهای روسی مستقر در سوریه در این حمله ارتش سوریه را حمایت می کنند. نبرد در اطراف شهر حلب بشدت جریان دارد و کار در حومه غربی حلب به جنگ و گریز کشیده است.

سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان درباره همین جنگ روز گذشته گفت: جنگ در حلب جنگ استراتژیک در سوریه است. این درحالی است که واحدهای شبه نظامی حزب الله لبنان و واحدهائی از سپاه قدس نیز در این نبرد حضور دارند. پیش از آغاز این عملیات وزیر دفاع روسیه به بشار اسد توصیه کرده بود که از هر نظر واحدهای زمینی سوریه را آماده دفاع از بخش هائی کنند که در جنگ حلب آزاد می شود، زیر در غیر اینطورت حملات هوایی بی فایده خواهد بود “ .

اما درطرف دیگر قضیه ، باند رجوی وسخنگوی علنی آن مریم رجوی است که میکوشد قضیه را بصورت وارونه جلوه داده ونگذارد عزاداری اش برای این مسئله، در دید عموم قرار گیرد!

وبسایت های این باند نوشته اند:

” نمایشگاه حلب قهرمان در تجلیل از مقاومت مردم سوریه – شنبه شب ۲۲خرداد ۱۳۹۵ (۱۱ژوئن)، در شب همبستگی با مقاومت سوریه، مریم رجوی همراه با هیئتی از مسئولان و شخصیت‌های اپوزیسیون سوریه، از نمایشگاه حلب قهرمان دیدن کردند. در این نمایشگاه تصاویر ۵ سال مقاومت شجاعانه مردم سوریه از یکسو و فجایع تکاندهنده و جنایتهای رژیم ایران و همپیمانان آن در این کشور و نیز تابلوهای نقاشی از مقاومت مردم سوریه، در معرض بازدید قرار گرفت. مریم رجوی در این نمایشگاه، دسته گلهایی را نثار نماد شهیدان مقاومت سوریه کرد و در مقابل نماد کشته شدگان ۹ شهر جنگ‌زده سوریه ادای احترام نمود “.

توجه شود که شهر حلب ومردمانش توسط تکفیری های عمدتا خارجی وبا کمک های وسیع عربستان، ترکیه، قطر و روسای غربی آنها اشغال شده وچیزی که دراین شهر جریان داشته، کشتار مردم بوده بدست این گروه های آدمخوار وویرانی ای که آنها برجا گذاشته اند و دراین میان اگر مقاومتی توسط مردم حلب جریان داشته، این مقاومت نمیتوانسته برعلیه ارتش ملی کشور خودش باشد که قصد آزاد سازی آنجا را داشت وبدون کمک متحدان منطقه ای وجهانی خود، قادر به آزاد سازی آ ن نبود.

ونیز:

” مریم رجوی در این نمایشگاه طی سخنانی خطاب به هیئت سوری گفت: دیدن این تصاویر در هر بیننده‌ای دو نوع احساس بر می‌انگیزد: از یک طرف اندوهی که قلب را می‌فشارد و از طرف دیگر افتخار و تحسین نسبت به این همه مقاومت و این همه پایداری.اشک و اندوه به‌خاطر این تصاویر شوکه‌کننده، خونهای ریخته شده و استعدادهای پرپرشده. به‌خاطر اشک‌ها و ناله‌های یتیمان و چهره‌های داغدار مادران آنها… “.

یعنی قبول کنیم این خانم با قساوت قلبی بی نظیری که دارد و این قساوت را درجریان کردکشی و خفه کردن ، عقیم نمودن و… تعداد قابل توجهی اززنان تحت اسارت باند رجوی ، میتواند احساس اندوه کند؟!

او ممکن است که دربرابر ازدست دادن قسمتی ازقلمرو شخصی اش ( جاه ومقام، ثروت و ….) احساس اندوه کند، اما درمورد مصائب مردم چنین احساسی نخواهد داشت و عملکردش هم چنین نشان میدهد!!

افتخار وتحسینی که دراین خانم سر حرمسرادار مسعود رجوی برانگیخته شده ، چیزی جز فرونشستن عطش انتقامی نیست که او همواره درمورد مردمی دارد که مسعود رجوی را برسمیت نمیشناسند!

اوکسی نیست که ازناله ی یتیمان وچهره های داغدار مادران اندوهگین شود که اگر اینطور بود، به سوگلی اولیه وشوهر بعدی اش مسعود رجوی کمک نمیکرد که آن بساط افسانه ای لعب ولهب را باگرفتن فرزندان اعضای سازمان ازپدر ومادر ودک کردن آنها به نقاط دوردست وتحمیل این هجران بزرگ به والدین کودکان و…، هرچه گسترده تر پهن کند!!

ظن قالب آنست که این خانم بهمراه دوستان سوریائی خود، خطر آزاد شدن حلب را درک کرده وبخاطر جلوگیری از آگاهی مردم از سوزش وعزاداری های درونیش، این نمایشگاه ها را برپا میدارد تادرکنار پنهان نمودن این سوزش خود، اسرای کمپ لیبرتی و آلبانی را هم فریفته تا بتواند تسلط شیطانی خود براین تیره بختان تاریخ معاصر ایران را مستدام تر دارد!

نوید

*** 

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker, April 2012)

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25657

صحبت از چه رمزی وکدام جاودانگی برای باند رجوی است؟! 

 Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsایران قلم، بیستم ژوئن ۲۰۱۶:… وقتی صحبت از استحاله ی یک جریان سیاسی – نظامی کشور بنام مجاهدین خلق است ، موصوف کردن این جریان به ماندگاری و …، چه صیغه ای میتواند باشد، من عقلم بجایی نمی رسد و لازم است که دراین مورد، خود مصادره کنندگان سازمان توضیح دهند! واینکه طبق کدامین دلیل ومدرک، فرقه ی رجوی که مصادره کننده واستحاله گر سازمان مجاهدین ، هرروز که میگذرد قوی تر میشود ، کار  … 

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسماول قرارشان بود که “مبارزه مسلحانه” شان علیه “امپریالیسم” باشد

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsمهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟

لینک به منبع

صحبت از چه رمزی وکدام جاودانگی برای باند رجوی است؟!

ارسال شذه توسط آقای حمید تبریزی ـ با تشکر از ایشان ۳۰/۰۳/۱۳۹۵

“سرسخن ” ( سر مقاله) ی رسانه ی اصلی رجوی ” رمز جاودانگی “ نام دارد که بدون توسل به مقدمه، مستقیما وارد مطلب شده و نگاهی به این نوشته میاندازیم.

درابتدای این سرمقاله آمده است:

” «اصالت» و «صلاحیت» بنیان‌گذاران مجاهدین را در ماندگاری نسلی می‌توان دید که از خود به‌یادگار گذاشته‌اند. .. تصادفی نیست که یک جریان مخالف، زیر «بی‌سابقه‌ترین سرکوب فاشیستی معاصر» و «بیشترین مساعدت بین‌المللی ممکن به دشمنانش» هرروز قوی‌تر از قبل بیرون می‌آید، ولی یک قدرت حاکم با دارا بودن «امکانات رسمی»، «ثروتی بی‌حساب» و «بالاترین حمایت‌های بین‌المللی از سوی غارتگران نفتی»، هرروز متشت‌تر در مسیر ریزش و فروپاشی می‌غلتد “.

وقتی صحبت از استحاله ی یک جریان سیاسی – نظامی کشور بنام مجاهدین خلق است ، موصوف کردن این جریان به ماندگاری و …، چه صیغه ای میتواند باشد، من عقلم بجایی نمی رسد و لازم است که دراین مورد، خود مصادره کنندگان سازمان توضیح دهند!

واینکه طبق کدامین دلیل ومدرک، فرقه ی رجوی که مصادره کننده واستحاله گر سازمان مجاهدین ، هرروز که میگذرد قوی تر میشود ، کار ” سعدی ” است که بررسی آنرا به ” عاقلان ” سپرده است!!

غارتگران نفتی چه حمایتی ازمردم ودولت ایران کرده اند؟

آیا جز این ست که درسربزنگاه ها، ایران راازدسترسی به ارز حاصل ازفروش آنها که میتوانست کمک به توسعه ی کشور واقلا جلوگیری از خوابیدن کارخانه های موجود باشد ، محروم کرده اند؟!

اگر این ظلم ها وخیانت ها ، حمایت همه جانبه محسوب شود، پس کارشکنی وعدم حمایت چیست؟

آیا براستی وقت آن رسیده است که فرهنگستان زبان ایران ، به بررسی مجدد واژه ها پرداخته و آنها را طوری تعریف کند که باادبیات خاص رجوی همخوانی داشته باشد؟؟!!

درادامه:

” چهل و چهار سال بعدازآن سحرگاه خونین که در انگاره تفکر جلادان حاکم، این‌طور انتظار می‌رف…به‌این‌ترتیب در آن بر خاک افتادن‌ها، ارزش‌هایی عقیدتی و سنن مبارزاتی برخاست که سرآغازی نوین در تاریخ آزادی مردم ما شد. سنت «فدای بی چشمداشت برای مردم» و «وفای به آرمان آزادی به هر قیمت»، سرچشمه رودی شد که این جنبش را در برابر ضربات و سختی‌های سهمگین راه، بیمه و «شکست‌ناپذیر» ساخت… “.

اولا این فدا کردن، یک خونریزی یک طرفه ایست که مدام ازطرف اعضای فریب خورده بسوی رهبری خودشیفته بنام مسعود رجوی ادامه داشته وما هرگز وفای بی چشمداشت را ازسوی این رهبر حقیر و کوتوله ی سیاسی که شرایط زمانی ومکانی بنفع اوو عامل مهم موفقیت اش بود ، ندیده وسراغ نداشته ایم وبرعکس آنچه بوده جذب یک طرفه وخودخواهانه ای بوده که بنفع رجوی ادامه داشته ودارد وراست آنست که این بیمه شدن به قیمت ازدست رفتن محتوای سازمانی شد که بنیانگذارانش باوجود صداقت ستودنی ، آنرا بوجود آورده بودند که البته زندگی نادرستی این خط مشی را اقلا در کشوری بنام ایران ، به اثبات رسانید!!

ضمنا توضیح نداده اید که مقام وموقعیت رجوی دراین فدا شدن ها وایثار چه بوده است!

اقامت در قصرهای افسانه ای، استفاده ازامکانات رفاهی شاهانه، تصاحب صدها زن متعلق به رفقای خود، هم سفرگی با صدام و …، چرا باید وفا و فدا شدن باشد وعکس آن صادق نباشد؟!

نکند میخواهید بگویید که رجوی با انجام این کارها – که چاره ای درانجام ندادنشان نداشت؟؟! – فداکاری کرده و سپس دچار شماتت وجدان میشد وزجری را تحمل میکرد که حکم فدا شدن وصداقت وایثار داشت؟؟!!

همچنین:

” … حل تضاد واقعی و پرداخت قیمت از خود به‌خصوص در نقطه رهبری آن جریان است که یک جنبش را «متحد» یا «متشتت» می‌سازد…”.

اولا ، وجود رهبر بلا منازع در سازمانی، حتما به معنی قدرت و انسجام منطقی صفوف آن نیست وچه بسا که از برکت !! قحط الرجالی ویا عقب ماندگی تاریخی آن باشد!

ثانیا، جداشدن نزدیک نصف یک جریان سیاسی ازاین نوع رهبر ، بمعنی تشتت اگر نیست پس چیست؟!

بخصوص اینکه باید درنظر گیریم که جدائی ازفرقه ی رجوی ، شبیه جدایی های معمولا محترمانه ای نیست که در سازمان های سیاسی نرمال وکم وبیش معتقد به خرد جمعی ، انجام میگیرد!

جدائی ازباند رجوی که شما عادت کرده اید کماکان آنرا سازمان مجاهدین خلق بنامید، ممکن است درمواقعی به قیمت جان عامل تمام شود و اگر این جدا شونده عامل خوش شانسی باشد، میداند که همواره باید درانتظار لجن پراکنی های مداوم برعلیه خود باشد!!

حمید تبریزی

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25426

تبلیغ ناموفق فرقه گری با سوء استفاده از دستآوردهای علمی!! 

Mojahedin Khalq Rajavi cult MKO MEK NCRIایران قلم، سی و یکم می ۲۰۱۶:… تمام مطلعین قضیه، کار مسعود رجوی با مشاطه گری مریم را ضدانسانی تلقی میکنند وتنها این اسیران فکری رجوی هستند که چنین ادعایی را مطرح میکنند و ثبوتی برای آن ارائه نمیدهند!! ابدا روشن نشده که نظام پوسیده ی حاکم دارای چه مشخصاتی است ولازم هم نبود که توضیح داده شود!! هدف نویسنده ، توجیه اعمال ضد انسانی این دوزوج مشکوک است با کلی گویی هایی که مجبور به توضیح … 

(تقاضای دیدار مادر “نقشه”ای علیه مجاهدین خلق؟)

لینک به منبع

تبلیغ ناموفق فرقه گری با سوء استفاده از دستآوردهای علمی!!

حمید تبریزی ـ با تشکر از ایشان برای ارسال مقاله ـ ۱۰/۰۳/۱۳۹۵

مجاهدین خلق فرقه رجوی فریباین کار را جهانگیر قائم مقامی ذوب شده در مریم رجوی انجام میدهد با چاشنی نظریات فیزیکی عاریه گرفته از استاد آمریکائی اش و استفاده از موقعیت تاریخی جدش اش قائم مقام فراهانی، که چهره ی مقبول وشاخصی است ازاشراف وطن دوست دوران قاجار!

کار او دراین مورد شباهت خاصی به کار مرحوم ” ساری قلی خان تبریزی ” دارد که زمانی میخواست برای رسیدن به هدف نادرست، ازدرگذشتگان خود با گشاده دستی زیاد مایه بگذارد که مانند جهانگیر خان فراهانی ، توفیقی دراین راه نداشت!

او درمقاله ی بلند بالای خود ” ضد آنتروپی ” نوشته است :

” …اگر کسی از من بپرسد که در یک کلام مهمترین دست‌آورد فردی که از انقلاب ایدئولوژیک داشته‌ام چه بود، باید بگویم که آموختن راه و روش احیاء کردن مستمر ارزش‌های انسانی در خودم و دیگران از طریق مبارزه با گرایشاتی است که جوهره استثماری داشته و حاصلی جز فرسودگی و کهولت و تسلیم شدن در برابر نظام پوسیده حاکم بر جهان ندارد “. 

تمام مطلعین قضیه، کار مسعود رجوی با مشاطه گری مریم را ضدانسانی تلقی میکنند وتنها این اسیران فکری رجوی هستند که چنین ادعایی را مطرح میکنند و ثبوتی برای آن ارائه نمیدهند!!

ابدا روشن نشده که نظام پوسیده ی حاکم دارای چه مشخصاتی است ولازم هم نبود که توضیح داده شود!!

هدف نویسنده ، توجیه اعمال ضد انسانی این دوزوج مشکوک است با کلی گویی هایی که مجبور به توضیح وتشریح بیشتر آنها نباشد وخوانندگانش را که دریک قیاس بنفس ویرانگر، مانند خود پنداشته وخواسته که با این شعارها فریب داده ووجدان نهفته دردرونش را از کارهای خود راضی نگهدارد!!!

اینکه مریم چه کاری انجام داده که که ضد استثماری باشد وبرعلیه نظام پوسیده ی جهان، ابدا برخواننده روشن نیست وفرسودگی وکهولت جهان هم دراین شکل ابتدائی که این هموطن بشدت بازی خورده مطرح میکند، درکار نیست واگر باشد درتغییر شکل است ونه چیز دیگر.

دیگر اینکه اگر جهان به پوسیدگی میرود، برخلاف نطریه ی تکاملی خود باند رجوی است ونتیجه اینکه این اشراف زاده ی فرقوی ما، هذیان میگوید!!!

او مینویسد:

” …همچنین رسیدن به‌این دستاورد عظیم انسانی یعنی خلاص شدن از اندیشه استثماری و مسلح شدن به‌روش مبارزه مستمر با آن، گرانبهاترین تجربه و سرمایه‌ای است که می‌توانم به‌دیگر هم‌رزمانم و به‌مردم ایران، به‌خصوص به‌نسل جوان تقدیم کنم..”.

بازهم مشکل وسئوال من که این خلاص شدن ازاندیشه ی استعماری چگونه انجام شده واساسا تعریف این باند ازاستثمار چیست ، حل نشد!!

با این وجود آنها چه چیزی را به ملت ایران تقدیم میکنند که کاملا ناروشن وگنگ است؟؟!!

جهانگیر ادعا دارد:

” … برای کسی که سابقه مبارزاتی برادر مسعود را نمی‌دانست و قدر و شأن او را به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین انقلابیون و متفکرین تاریخ معاصر درک نکرده است، ساده‌ترین جواب این بود که آن‌را به‌حساب اشتباهات فردی یا سیاسی بگذارد..”.

آیا رجوی یکی برجسته ترین انقلابیون ومتفکرین تاریخ معاصر ایران است یا کل جهان؟!

اگر اشتهار یافتن اسامه بن لادن بخاطر خونریزیها یش، میتواند اورا به برجسته ترین …. تبدیل کند، رجوی را هم خواهد کرد وننگ ونفرت براو که دربرابر این بت پرستی ها اعتراضی نمیکند وازشما ها نمیخواهد که به او تهمت نزنید!!

کم کم به اصل مسئله که ازدواج ها وطلاق های بوالهوسانه باشد، بشکل زیر نزدیک می شویم:

” …طلاق برای چه؟ مشکل که خانوادگی و یا شخصی نبوده، پس چرا طلاق؟ آنهم به‌درخواست خود خواهر مریم؟ دیگر مسأله ازدواج از سرم پرید و سؤال اصلی من این شد: چرا طلاق؟ برادر حبیب که وضعیت بهت زده و درگیر مرا دید، از من خواست که یک‌هفته‌ای در آنجا بمانم تا مسأله برایم روشن‌تر شود، و … بلافاصله این پیشنهاد را پذیرفتم و از یکی از دوستانم خواستم که چند روزی به‌جای من در کلاس حاضر شود “.

پس طلاق برازدواج برتری دارد!

یعنی این مسعود نبوده که ازدواج وتجدید فراش کرده بلکه تقصیر مریم بوده که بدون داشتن مشکل زناشویی طلاق گرفته وکارخوبی انجام داده و مسعود هم که حاصل این طلاق را بخود اختصاص داده ، اوهم کار خوبی کرده!!!

پس چه کسی دراین جریان کارش بد بوده است؟!

فهمیدم!

همین نویسنده که این تضادها را درک نمیکرد که با نوشتن این اراجیف ازخود انتقاد میکند و همه چیز به خیر وخوشی میگذرد!!!

لطفا با عمق بیشتری به مسئله توجه کنید:

” …موضوع این بود که خواهر مریم برای رهایی از چیزی درخواست طلاق کرده بود. همه می‌دانستند موضوع آن نه همسر سابق او بود و نه زندگی به‌معنی رایج آن در جامعه، یعنی نقطه عزیمت این طلاق نه شخصی و خانوادگی بود، و نه یک نوع زهدگرایی. .. این‌را حس می‌کردم که این‌کار خواهر مریم، عصیانی بود که به‌من نیرو و انگیزه می‌دهد و مرا به‌دنبال خودش می‌کشاند “.

این خانم نتوانست ازازدواج مجدد خودداری کند وبه ریش من وتو خندید!

طلاقی که هیچ کدام از عوامل فوق را نداشت ودرعین حال به ازدواج سریع مجدد انجامید واین امر چرا این نوه ی تحصیل کرده ی خرافه گرا را به دنبال خود کشید که اجنه و … باید دراین خصوص به روشنگری بپردازند!!!

با این وضع، این دوزوج جدید دست به فداکاری زده اند که بازهم روشن نیست ازکدامین نوع بوده است:

” …علت جذابیت این حرکت خواهر مریم و تأثیر آن بر روی خودم برایم پوشیده نبود. برای اولین بار با پدیده‌ای به‌نام «عنصر رهبری» مواجه شده بودم و می‌دیدم که فداکاری که خواهر مریم و برادر مسعود در آن نقطه و در اوج پاکی به‌این شکل انجام داده بودند، چگونه بذر فداکاری و صداقت را در دل و جان من کاشته و رشد می دهد …”.

یعنی مریم با طلاق ازشوهرش وازدواج با مسعود که قدرت بیشتری از شوهرش داشت، دست به فداکاری زده است؟؟ چرا؟؟!!

درمقابل، رجوی هم که اجبارا همسر همرزم اش را تصاحب کرده ، اوهم فداکاری کرده است!!!

این هموطن ننوشته که با الهام ازاین فداکاری های محیر العقول ، چگونه بذر صداقت در دلش رشد کرده است؟!

دراینجا یاد فرد متشخص وحقه بازی افتادم که درعین انجام کار زشت گیر افتاده ولی این پر رویی را هم داشته که جرم را به گردن پزشک خانوادگی اش انداخته وبا وقاحت ستودنی!! فریاد بزند که ” برپدرت لعنت دکتر! ببین چه نسخه ای برایم پیچیدی وبدنام ام کردی”؟؟!!

یعنی اینکه میخواسته مشاهده کنندگان قبول کنند که این کار آن شخص، با تجویز پزشک بوده وگرنه او اهل این کارها نبوده است!!!

دوباره میخوانیم:

” … این رسم سازمان است که همیشه مسؤل‌ترین مجاهد، بیشترین بها را از خودش می‌پردازد و جلوتر از بقیه حرکت می‌کند… “.

سازمان که وجود ندارد وبجایش فرقه ی رجوی درمصدر امور است وآیا استفاده ی شاهانه ازبهترین نعمات زندگی ، بها دادن است که مسعود ومریم بیشترین اش را تقبل کرده اند!

خدایا از شر این پررویان بتو پناه میبرم!!!

این مرید متعفن رجوی، به گفتارش چنین ادامه داده است:

” …موضوع از این قرار بود که ما مجاهدین به‌عنوان عناصر پیشتاز مردم ایران، در مسیر تحقق سرنگونی رژیم ضد بشری خمینی با مانعی مواجه شده بودیم. ..اولین قدم در برداشتن این مانع برای مجاهدین متأهل، ملغی کردن زندگی خانوادگی در درون سازمان بود که به‌پایه‌ای‌ترین کانون و هسته اعمال این دیدگاه، یعنی مردسالاری و ایدئولوژی جنسیت تبدیل شده بود “.

دیگران اینقدر مروت دارند که تهمت پیشتاز بودن را بشما نزنند ، لااقل دراین مورد از آنها تبعیت کنید!

داعش، النصره، ارتش آزاد سوریه ی خودتان ، القاعده، همگی مشغول نبردند وهیچکدام این ادعا را نداشته اند که زندگی زناشوئی مانع کارشان بوده است ودرطول تاریخ هم نمونه ای جز حسن صباح دراین مورد ندیده ایم!!

وانگهی ، اگر یک همسر مانع مبارزه است، چرا این قاعده شامل رجوی نشد که سه همسر علنی وصدها همسر غیر علنی داشته است؟!

آیا این زنان رها شده از سیستم مرد سالاری ، جرات نوشیدن یک لیوان آب بدون اجازه ی مسعود دارند؟!

آنها با سپردن سررشته ی زندگی خود بدست یک مرد بوالهوس ومریض روانی، چگونه توانسته اند از مرد سالاری نجات یابند!!

مسلم است که نجات نیافته اند که هیچ، بلکه خود را ازحمایت همسر خود هم محروم کرده وبطور دربست درنظام کنیزپروری وبرده داری رجوی گرفتار شده اند وشما اگر معلولیتی درذهن نداشتید، هرگز ادعای فوق را مطرح نمیکردید!!!

همچنین:

” … می‌دیدم که بحث اصلی، در افتادن با یک اندیشه ضد انسانی است که از بدو تاریخ انسان وجود داشته و حتی کهنه‌تر از شکل گیری طبقات در جامعه انسانی است. اندیشه و بینشی آن‌قدر ریشه دار که وجودش حس نمی‌شود … این اندیشه، مردسالاری و زورگویی و ستم مرد به‌زن است. اولین برخورد من با این موضوع این بود که گفتم من چنین نیستم، چونکه خودم را یک فرد عاطفی، انساندوست و ضد هرگونه زورگویی و ستم می‌دانستم و در تصورم هم نمی‌گنجیدکه چنین نظرگاه ارتجاعی و ظالمانه‌ای در من وجود داشته باشد.. “.

برادرجان!

نظریه ی غالب این است که درابتدای کار بشریت، زن سالاری هم وجود داشته که باتغییر اوضاع اجتماعی- اقتصادی ، این مرحله ازبین رفته است ومسئله به آن صورت نیست که مطرح کرده اید!

وانگهی، سیستم مورد تبلیغ شما که عین مرد سالاری – درخشن ترین و انحصاری ترین شکل موجودش درجهان میباشد- شما دیگر متعرض چه چیزی هستید؟!

یعنی حقوق نصف ونیمه ی زنان را که خاص دوران ماست ، کمتر ازحقوق ایام برده داری دانسته وبا بردن تشکیلات به دوران برده داری ، میخواهید که هژمونی زنان را که قاعدتا باید بی حقوق تر ازمردان باشند، برمردان اعمال کنید؟!

این عمله ی شیطانی بنام مسعود رجوی مینویسد:

” … یکی همان‌که به‌آن خو کرده بودم و به‌طور ناخودآگاه طبق قوانین آن عمل می‌کردم و هیچ‌وقت هم به‌درست بودن یا غلط بودن آن فکر نکرده بودم، و دیگری، درست برعکس و متضاد آن یکی، دنیایی کاملاً نو با ارزش‌هایی که فقط در آسمان‌ها، افسانه‌ها، کتاب‌ها و حکایت‌های مربوط به‌پیامبران و انسان‌های بزرگ و متعالی تاریخ درباره شان خوانده بودم “.

من بارها نوشته ام که درقرن ۲۱ ودرروی کره ی خاکی ما، دنیای نوی باین شکل که رجوی ادعا دارد ، وجود ندارد و برعکس این دنیای اتوپیایی آنها بشدت متحجرانه وقدیمی بوده وشاید درعلم فضائی وجود دارد که بررسی آن کار یک تحلیلگر مسائل اجتماعی- سیاسی نیست وخوشبختانه آقای قائم مقامی بدان اعتراف کرده است که البته ضرورتی هم نداشت چک های بی محلی هم ازطرف انبیا بکشد که طبق روال دائمی رهبر عقیدتی خود- توسل به هرگونه فریب، نیرنگ وسوء استفاده- کشیده است!!

این هموطن در طرح افکار مالیخولیایی خود ، آورده است:

” …هر اتفاقی که برای من یا سازمان و مبارزه مردم ایران هم که بیافتد، من هم مانند سایر مجاهدین، هیچگاه تا آخر عمر حقی را که خواهر مریم به‌خاطر وارد کردنم به‌این نبرد و راه دادنم به‌دنیای پاکی خودش به‌گردنم دارد فراموش نخواهم کرد “.

واقعا! دراین میان قضاوت را بعهده ی خوانندگان میگذارم تا با مقایسه ی حرف های ما سره را ازناسره تشخیص دهند!

بهمراه دیگر انسان های باوجدان علمی، من شخصا باین نتیجه رسیده ام که مریم درحد یک معشوقه ی حقیر رجوی عمل کرده و زندگی ها را برباد داده است!

نهیب برزنان در عوالم هپروتی رقص های رهائی که تلاش کنند تا رجوی را ازچنگال او درآورند، کار یک عاشق با بیماری عمده ی روانی میباشد وربطی به دنیای حقیقی و طبیعی انسان ها ندارد!

ونیز:

” … انقلاب ایدئولوژیک درونی به‌ما مجاهدین اثبات کرد، راز قرار گرفتن هر دو آن‌ها در مسیر رهایی، پذیرش هژمونی زنان ذیصلاح است که طی مبارزات سیاسی و اجتماعی گسترده و شرکت در حل مشکلات و مسائل جامعه شان صلاحیت رهبری را کسب کرده‌اند، و مردانی که با کنار زدن دیدگاه‌های ارتجاعی و کالایی نسبت به‌زن، راه رشد آن‌ها را باز می‌کنند تا ارزش‌های انسانی در خودشان هم رشد کرده و احیاء شود “.

من فوقا ثابت کردم که زنان ابدا درتشکیلات رجوی به هژمونی ای دست نیافته و صد متاسفانه تنها به جاسوسه های حقیر وبرده های جسمی وجنسی رجوی تبدیل شده و مورد تحقیر قرار گرفتند!

آنها هرگز اختیاری ازخود نداشتند و دراصل به زندانبانان خود ومردان تبدیل شدند و هژمونی شان درحد دژخیمی و اطاعت بی چون وچرا ازرجوی – بعنوان هژمونر مردانه- بوده و این امر نه برای آنها ونه برای دیگر زنان چیزی جز سرافکندگی نمیآورد که البته سیستم رجوی تعیین کننده تر ازحود آنها درکسب این حقارت بزرگ بود وشاید که آنها چاره ای نداشته وگناهی را مرتکب نشده اند!

حمید تبریزی

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24217

به یاد حلبچه ـ محمد حسین سبحانی

 محمد حسین سبحانی، ایران قلم، شانزدهم مارس ۲۰۱۶:… پس از گذشت سال ها تصاویر تلویزیونی خود گویای عمق این جنایت است. سطح کوچه های خاکی و خانه ها با خاک یکسان شده اند، این شهر دورافتاده و عقب نگاه داشته شده ی کردستان پر از اجساد مردان، زنان و کودکان و احشام و حیوانات است که زخم، خون و علائم انفجار رویشان دیده نمی شود. پوست اجساد بطرز عجیبی بی رنگ است، چشمها باز و خیره و از … 

مجاهدی،ن خلق و قتل عام اکراد عراق به فرمان مستقیم رجوی،حاج مسعود رجوی، نسل کشی کردها هم در راستای سرنگونی آخوندهای دجال بود؟

لینک به منبع

به یاد حلبچه ـ محمد حسین سبحانی

۶ مارس سال ۱۹۸۸ سالگرد کشتار مردم حلبچه توسط صدام حسین دیکتاتور سابق عراق به وحشیانه ترین شکل ممکن می باشد. سایت ایران قلم به مناسبت این روز و سالگرد فاجعه کشتار کردها توسط رژیم صدام حسین دیکتاتور سابق عراق برگ پنجم از ” برگی از تاریخ” را با مقاله ای از محمد حسین سبحانی که حدود ۱۰ سال قبل ، در تاریخ ۱۶٫۰۳٫۲۰۰۶، بمناسبت سالگرد فاجعه حلبچه توسط محمد حسین سبحانی نوشته شده است به همراه گزارش رادیو فردا بازنشر می کند.

http://www.iran-ghalam.de/2Haupt/642.HTM

مجاهدی،ن خلق و قتل عام اکراد عراق به فرمان مستقیم رجوی،

۱۶٫۰۳٫۲۰۰۷

برگی از تاریخ ـ سایت ایران قلم

www.iran-ghalam.de

مقاله محمد حسین سبحانی ـ ۱۷ مارس ۲۰۰۶

به یاد حلبچه

سازمان مجاهدین کتاب بسیار قطوری تحت عنوان تقویم تاریخ به چاپ رسانده است. در این کتاب مهمترین رویدادهای تاریخی ایران و جهان در هر روز، از نگاه مجاهدین نوشته شده است. بعضی بی اهمیت هستند و بعضی با اهمیت، اما من در این کتاب هرچه گشتم، نتوانستم نامی از” حلبچه ” پیدا کنم. چرا؟

مگر حمله شیمیایی رژیم صدام صدام حسین و سایر همکاران رجوی، به حلبچه در کردستان عراق که هزاران نفر ، کودک و پیر و جوان، قتل عام شدند، یک رویداد تاریخی نیست؟ چرا رجوی می خواهد این روز را به فراموشی بسپارد؟ رجوی بخوبی می داند که هر جا نام صدام حسین دیکتاتور سابق عراق بیاید، وی نیز باید به سهم خود پاسخ اعمال این دیکتاتور باشد، چه در سرکوب مردم عراق و چه در سرکوب مردم ایران.

در تاریخ ۱۶ مارس ۱۹۸۸ نیروهای ویژه صدام حسین، تحت فرماندهی“علی حسن المجید” پسر عموی صدام حسین که بعدهه به علی شیمیایی مشهور شد، به شهر کردنشین حلبچه حمله کردند. مردم این شهر به جرم خیزش علیه صدام حسین باید مجازات می شدند، بنابراین ابتدا نیروهای رژیم صدام حسین با آتش گلوله های توپ و خمپاره ساکنین این شهر را مورد تهاجم قرار دادند و سپس با انواع سلاح های شیمیایی به کشتار مردم این شهر پرداختند. تنها پس از گذشت چند ساعت از حملات شیمیایی صدام حسین، هزاران زن و مرد و کودک درحلبچه جان سپردند.

پس از گذشت سال ها تصاویر تلویزیونی خود گویای عمق این جنایت است. سطح کوچه های خاکی و خانه ها با خاک یکسان شده اند، این شهر دورافتاده و عقب نگاه داشته شده ی کردستان پر از اجساد مردان، زنان و کودکان و احشام و حیوانات است که زخم، خون و علائم انفجار رویشان دیده نمی شود. پوست اجساد بطرز عجیبی بی رنگ است، چشمها باز و خیره و از حدقه بیرون زده است،به نظر می رسد که هنگام کارهای روزانه، مرگ مانند صاعقه بر سرشان فرود آمده است. برخی فقط آنقدر توان داشته اند که خود را به آستانه در برسانند. مادران در آخرین لحظه کودکانشان را در آغوش کشیده اند و در صحنه ای دیگرآنجا پیرمردی خود را میان طفل شیرخواره و آنچه که نمی دانست چیست، سپر کرده است.

این جنایت که کودکان در آغوش مادران خود به قتل رسیده اند، دل هر انسانی را به درد می آورد. اما همان موقع نیز در قرارگاه های مجاهدین به جای پخش این تصاویر تلویزیونی، که در شبکه های تلویزیونی سراسر جهان به نمایش در آمده بود، فیلم های ملاقات مسعود رجوی و صدام حسین دیکتاتور عراق نشان داده می شد، و ما در بی خبری برای راهگشایی های!! ایدئولوژیکی و استراتژیکی رجوی دست می زدیم و هورا می کشیدیم.

گزارش رادیو فردا ـ نیما تمدن

در نوزدهمین سالگرد بمباران شیمیایی حلبچه درحالی فرا رسیده که به گفته مردم این شهر، دیگر هیچ اثری از صدام حسین و حکومت او نیست، اما زخم های برجای مانده همچنان ملتهب اند. هر روز ۱۶ مارس سال ۱۹۸۸ چند روز پس از درگیری های سنگین پیشمرگه های کرد با نیروهای ارتش عراق هواپیماهای نظامی بر فراز این شهر کردنشین به پرواز در آمدند و هنگامی که مهمات خود را تخلیه می کردند، دسته دسته شهروندان حلبچه نفس های آخرشان را می کشیدند .

انواع گازهای اعصاب، سارین، خردل و ترکیباتی از سیانور اثرات متفاوتی بر قربانیان می گذاشت: برخی می خندیدند؛ شماری مایعات سبز رنگ استفراغ می کردند و پوست بدن عده ای دیگر ملتهب و متورم می شد تا جان بدهند.

«همچون پرندگان می مردیم …»

عثمان علی غفور که در زمان رویداد کودکی ۱۰ ساله بود، آن روز را این چنین به خاطر می آورد:«من به چشم خودم دیدم که مردم مثل پرندگان جان می دادند. بعضی از مردم به سبب تاثیرات مواد شیمیایی در حال مرگ می خندیدند. وقتی هواپیماها بمب هاشان را می انداختند، ابتدا بوی خوبی به مشام می رسید، اما بعد همه پرنده ها از آسمان به زمین می افتادند و بعد انسان ها روی زمین می افتادند. همه این اتفاق ها تقریبا از ساعت یازده و نیم شروع شد و تا عصر ادامه داشت.»

پس از پایان جنگ ایران و عراق، با توجه به بروز جنگ داخلی میان احزاب کرد عراقی، زمینه ای برای نفوذ و سیطره احزاب اسلامی تندرو در شهر حلبچه فراهم شد.

حتی از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳، شبه نظامیان اسلامگرای انصار الاسلام، کوهستان های شرق حلبچه را اشغال کردند اما با آغاز جنگ عراق، نیروهای آمریکایی با کمک پیشمرگه های کرد توانستند این منطقه را از کنترل انصارالاسلام خارج سازند . بشارت، مدیر مرکز اتحادیه جوانان کردستان در شهر حلبچه، وابسته به حزب دموکرات کردستان، به رادیو فردا می گوید همین قدرت گیری اسلامگرایان در دهه ۹۰ عامل عقب ماندگی حلبچه شد.

به گفته آقای بشارت در این ۱۹ سالی که از زمان وقوع بمباران شیمیایی حلبچه می گذرد و با توجه به تلاش رسانه ها برای جلب افکار عمومی به این شهر، میزان کمک ها و بازسازی حلبچه ناکافی بوده است : «مسئولان حکومتی از اتحادیه میهنی کردستان و یا حزب دموکرات که در این سال ها در راس هرم قدرت بودند، از نظر فرهنگی و یا زیرساخت های اقتصادی، خدمت چندانی نکردند. پارسال هم که دیدیم صدای مردم درآمد و بنای یادبود قربانیان حلبچه را به آتش کشیدند. این اعتراض های عمومی به نامساعد بودن شرایط و امکانات همچنان ادامه دارد و حتی مردم امسال هم مراسم رسمی برای یادبود قربانیان برگزار نمی کنند. چون از وضع معیشتی و وعده های تحقق نیافته مسئولان عصبانی هستند.»

در جریان اعتراض عمومی مردم حلبچه در سال ۲۰۰۶، بنای یادبود قربانیان به آتش کشیده شد؛ پلیس به روی هزاران تظاهرکننده آتش گشود و یک نوجوان ۱۴ ساله کشته شد .

به گفته مردم حلبچه هنوز هم ده ها بیمار و مجروح بازمانده از بمباران شیمایی با سختی به زندگی شان ادامه می دهند و در انتظار درمان هستند.

این گروه از مجروحان، غیر از افرادی هستند که از آسیب های روحی روانی و یا جسمی آن حادثه مانند عوارض پ.ستی یا نازایی رنج می برند.

زنان و جوانان؛ شهری بدون آرزو؟

حمیده جمال محمد، دختر پر انرژی ۲۸ ساله ای است که همه توان خود را صرف اداره مرکز آموزش و توسعه اجتماعی زنان در حلبچه می کند.

حمیده در زمان بمباران شیمیایی ۹ سال داشته و بسیاری از اعضای خانواده اش را در این حادثه از دست داده است.

او سال های سخت آوارگی در ایران را به خاطر می آورد و می گوید از سال ۲۰۰۱ که این مرکز فرهنگی را برای زنان راه اندازه کرده وضع روحی زنان بهتر شده است:« بعد از ۱۹سال که از حادثه حلبچه می گذرد ما خیلی خوشحالیم که امسال صدام حسین و یارانش اعدام شده و به سزای کارشان رسیدند. ولی حالا مشکل ما این نیست که برایمان خانه و جاده درست کنند، مشکل اصلی ما روحی است. مربوط به ضربه ای است که در پی شهادت ۵ هزار تن از مردم این شهر به ما وارد شده. می خواهیم که مقامات بیشتر در زمینه های فرهنگی و اجتماعی به ما کمک کنند. اکثر قربانیان حادثه حلبچه زن بودند و حالا هم اصلی ترین کسانی که جور ناملایمات را تحمل می کنند زنان هستند که آسیب پذیرترند.»

حمیده و شماری دیگر از زنان حلبچه گرچه با اندک حمایت مالی که از سوی مقامات سلیمانیه دریافت می کنند به کارشان ادامه می دهند، اما در این مدت توانسته اند با دایر کردن کتابخانه، کلاس های خیاطی و کامپیوتر و زبان انگلیسی و یا تشکیل تیم های ورزشی بانوان به تغییر روحیه زنان حلبچه کمک کنند.

زنان حلبچه به گفته آگاهان در سال های پس از بمباران شیمیایی و آوارگی در ایران و همزمان با قدرت گیری گروه های اسلامی در این شهر، به تدریج از هویت کردی خود دور شده اند تاحدی که امروزه کمتر دختری در این شهر با لباس های رنگارنگ کردی دیده می شود.

اغلب دختران در عوض ترجیح می دهند از پوشش رایج در ایران یعنی مانتو و مقنعه یا روسری استفاده کنند.

در حلبچه ای که نزدیک به ۵۰ هزار نفر جمعیت دارد، حمیده، مدیر مرکز فرهنگی زنان از تلاش هایش برای احیای فرهنگ کردی میان زنان این شهر می گوید:«حالا همه سعی ما در این مرکز این است که به سیمای واقعی حلبچه در سال های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بازگردیم. به آن روزهایی که در دهه ۴۰ میلادی در اینجا فرماندار زن داشتیم. قبلا گروه های نقاشی و موسیقی زنان در این شهر فعال بوده اند و زنان آزادی بیشتری داشته اند. ما تلاش می کنیم به آن روزها برگردیم. در عین حال سعی می کنیم همزمان با بازگشت به ریشه هایمان، نگاهی به آینده هم داشته باشیم، مثلا مسایل مربوط به زنان در دنیای مدرن و یا به کارگیری تکنولوژی معاصر. البته چون در ایران بوده ایم ناخودآگاه از پوشش مانتو و روسری تاثیر گرفته ایم.»

در مرکز جوانان حلبچه، همه از نبود امکانات فرهنگی و ورزشی می گویند از اینکه از یک سینما یا سالن تئاتر و یا ورزشگاه در این شهر اثری نیست و حتی به گفته مدیر این مرکز، حلبچه حتی جایی مثل کافی شاپ ندارد که جوان هایش آنجا بنشینند.

بشارت، مدیر مرکز اتحادیه جوانان حلبچه، در میان جمعی از دختران و پسران جوان این شهر به ما می گوید:« اگر بخواهم جوانان حلبچه ای را در یک کلام تعریف کنم مجموعه افرادی هستند که برخلاف همسن های خود در دیگر کشورها، به دور از هرگونه رویا و آرزو روزگار می گذرانند.»

(پایان)

***

فیلمی از حمله شیمیایی به حلبچه

http://youtu.be/MoVcUov9fSE

(Maryam Rajavi directly ordered the massacre of Kurdish people)

همچنین:

مصاحبه سبحانی با سیاوش رستار آخرین فرد جداشده از مجاهدین در آلبانی ـ قسمت چهارم

 ایران قلم، بیست و چهارم فوریه ۲۰۱۶:… سازمان مجاهدین خودتون میدونید که با دجالیتهای خاص خودش و نشستهایی که مسعود رجوی می گذاشت، کتمان یکسری حقایق را میکرد ولی توی محفلهای درونی خب من مهرداد بهره وند رو دیدم که بنگال و اتیش زد اومدم بعدشم یخه شو گرفتم و گفتم مهرداد ببین تواین بنگال و اتیش زدی وسایلهای ما توی آن بود
محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و سوم ژانویه ۲۰۱۶:… در زندان ابوغریب ما با هم در بند ۲ بودیم، او خاطره هایی از برادر کوچکتر من که او هم در زندان قزل حصار در حبس بود، داشت و گفتگو با او برایم دوست داشتنی بود و یاد برادرم حسین را برایم زنده می کرد. یک روز حمید رضا از من پرسید، محمد تو اگر
محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و نهم دسامبر ۲۰۱۵:… در مبارزه مسالمت آمیز و پرهیز از خشونت، رهبران اولین قربانیان هستند و فدای هزاران میشوند، اما در استراتژی “خشونت و ترور”، رهبران هزاران نفر را قربانی میکنند، و خود را به اروپا وخانه های امن میرسانند …
و در این بستر فرقه ها بطور خودجوش و آتودینامیک محصولات ایدئولوژیک و سیاسی و فرهنگی خود را تولید و پرورش می دهند، که بعد ها این محصولات تبدیل به” ویژگی های” یک فرقه می شوند و در فرقه به عنوان “روش ومنش” نهادینه می شوند. یکی از ویژگی های برجسته فرقه ها “عدم تحمل و ظرفیت انتقاد پذیری

مریم رجوی: جولیانی به من گفت که ترامپ می خواد بشکن بزنهhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27352http://iran-interlink.org/wordpressfa/?feed=rss2Iran Interlink.exposing Mojahedin Khalq,Rajavi cult,Massoud Rajavi, Maryam Rajaviافشای مزدوری مسعود و مریم رجوی و سازمان مجاهدین خلق ایران و نامهای مستعار همچون شورای ملی مقاومت ایران

Source:

به سفارش مدیر روشنایی

شمخانی: آل‌سلمان فعالترین کارخانه تولید تروریست در جهان را در عربستان راهبری می‌کند

به گزارش روشنایی، شمخانی با اشاره به اقدامات و اظهارات تبلیغاتی و فاقد ارزش برخی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code