صفحه اصلی / فرق و ادیان / رنج نامه یک اشرفی سابق به رجوی، برای تاریخ فردا – قسمت اول و پایانی

رنج نامه یک اشرفی سابق به رجوی، برای تاریخ فردا – قسمت اول و پایانی

رنج نامه یک اشرفی سابق به رجوی، برای تاریخ فردا – قسمت اول و پایانی

 علی اکرامی، انجمن نجات، مرکز خوزستان، بیست و هفتم نوامبر ۲۰۱۶:…  چندین سال هم ما را در لابلای طناب (بند)های انقلاب سرگرم  و سردرگم وعلاف کردی…درآن سالها تنها دلمان به سلاح  و اونیفورم  سبز رنگمان خوش بود و به حرف هایت  که هیچگاه لباس عزت وشرف ارتش آزادیبخش را از تن خارج نخواهیم کرد و سلاح مان که شرف ماست را برزمین نخواهیم گذاشت …

The Life of Camp Ashraf,

گفتگویی با علی اکرامی ، پیرامون نمایشگاه دگردیسی در فرقه رجوی در استان سمناننشست خبری انجمن نجات. روناک دشتی، ابراهیم خدابنده، علی اکرامی و ایرج صالحی در سمنان

رنج نامه یک اشرفی سابق به رجوی، برای تاریخ فردا – قسمت اول

انجمن نجات مرکز خوزستان سه شنبه ۲ آذر ۱۳۹۵

لینک به منبع

نامه را به رسم معمول بایک سلام آغاز میکنم نمیدانم زنده ای یانه.

بعنوان یک اشرفی که اکنون درکنج خلوت آلبانی در زیر خروار هزاران خاطره و دنیایی از آرزوهای قشنگ در برهوت آینده ای تاریک وسرنوشتی نامعلوم گرفتارآمده وسیل تناقضات امانش رابریده برای تسکین دردها وبلاهای بیشماری که از توخیر که نه شرش به مارسیده لازم دیدم لحظه ای درحال خود درنگ وبرای عبرت تاریخ گذری به گذشته داشته باشم. اگر چه مخاطب من توهستی ….

به بهمن ماه سرد سال ۵۷ برمیگردم روزی که بهاران خجسته وسبز آزادی جوانه زد ومن نیز همانند میلیونها ایرانی آزادی بعد از سالیان اسارت راجشن گرفتیم.. هنوز برسرکلاس درس ومشق راتمرین میکردیم که با تو و سازمان آشنا شدیم. درشرایط  و جو ملتهب وخروشان آن روزگار ودر پس سالیان خفقان ودیکتاتوری شاه درعرصه فضای سیاسی واجتماعی تحت تاثیر شعارهای پرجذبه والبته فریبنده تو قرارگرفتم.. شعارهای ازادی.. برابری و عدالت اجتماعی جامعه عاری از طبقات وحمایت از کارگر و دهقان و برابری زن و مرد و از همه مهم تر مبارزه با امپریالیزم امریکا و استقلال سیاسی و اقتصادی جذابیت این شعارها درآن شرایط هر جوانی به مقتضای سنی من را که ملاک انتخابشان نه برمبنی درک و شعور بل شوق و شور بود را براحتی وسوسه میکرد.

بدین سان  تو و سازمانت را بعنوان یک آرمان برگزیدم و در این راه سوگند خوردم که تاپای جان بایستم.. ماههای اولیه انقلاب تا بخود آمدم خود را در کسوت و لباس میلیشا و تمرین رژه نظامی درخلوت خیابانها دیدم در حالیکه بنظرم کمی عجیب می آمد که در شرایطی که کشور نیازمند سازندگی واتحاد کلیه اقشار ملت است باید  وارد آمادگی نظامی شد.

درشرایطی که انقلاب نوپا نیاز به ارامش و ثبات داشت هر روز در کوچه و خیابان با دادن شعارهای تند و متهم کردن سران نظام به وابستگی به امپریالیزم به چنگ و درگیری ومشغول کردن اذهان عمومی مشغول بودیم…درچنین شرایطی جنگ عراق و تجاوز گسترده اش برمردم ما تحمیل شد. درخلوت بچگانه و صادق خودمان به جبهه رفتیم تا دوش بدوش خلقمان با نیروی متجاوز بجنگیم واز ناموس خاک وشرفمان دفاع کنیم ولی بزودی باسرقت سلاح وانتقال به پشت جبهه انبارهای سلاح درشهرهای مرزی راه انداختیم بدون اینکه بدانیم وبپرسیم چرا؟

طولی نکشید که با اعلام جنگ مسلحانه دراوج تجاوز دشمن به خاک میهن جبهه دیگری رو در روی خلقمان گشودیم وبعد هم داستان ترورها، انفجارات  و قتل صدها تن بیگناه … واز طرف دیگراعدام وقربانی شدن نسلی از ما که درهردو طرف مقصرش توبودی… درشرایطی که خانه وخانواده راترک ودربدترین شرایط شبها درقبرستانها پارک ها از شدت سرما به خود می لرزیدیم تنها خودمان را اینگونه تسکین میدادیم که طبق وعده تو شش ماه دیگرنظام سرنگون و ما حاکمیت رابدست می گیریم … یکسال گذشت  با فرار تو از صحنه مابقی نیروها که جان سالم بدر برده بودند از ایران گریختند.

درفرانسه باز همان وعده وعیدها راتکرار کردی وهربار سالی را برای سرنگونی  و بازگشت به ایران تعیین  کردی. درسال ۶۵ درمیان بهت وتعجب همه خاک عراق واتحاد استراتژیکی با صدام متجاوز را انتخاب کردی.. وباز به ما وعده دادی که به عراق می ایی تا برافروزی اتش درکوهساران…واینکه این اخرین مرحله استرانژی سرنگونی است .

با ساز و برگ و کمک مالی صدام ارتش ازادیبخش تشکیل دادی همان بازوی استوار و پرتوان خلق قهرمان ایران که البته بعد در جریان عمل دوش بدوش سربازان متجاوز صدام به خاک ایران نفوذ ودستشان رابه خون سربازان وطن بجرم دفاع از سرزمین پدری آلوده  کردی …… ادامه دارد.

رنج نامه یک اشرفی سابق به رجوی برای تاریخ فردا – قسمت پایانی

انجمن نجات مرکز خوزستان یکشنبه ۷ آذر ۱۳۹۵

لینک به منبع

درعراق برایمان پادگان اشرف ساختی همان بهشت موعود زمینی و تاکید کردی حفظ و ایستادگی دراشرف تا اخرین نفر و نفس شرف ماست .. و در دهان ما درهر شب و بامداد  در مراسم شامگاه و صبحگاه این شعار را جاری کردی که کوه اگر بجنبد اشرف زجا نجنبد ؟ وهرکس که خیال  ترک و جدایی از اشرف را داشت کوفی . طعمه . و پاسدار رژیم  معرفی  میکردی … بدنبال اعلام اتش بس در جنگ عراق برضد ایران  و در منتهای توهم احمقانه که از اوج خود بزرگ بینی وقدرت طلبی تو ناشی می شد. عملیات به اصطلاح فروغ جاویدان رابا هدف تصرف ۴۸ ساعته تهران اعلام کردی … سیل جوانان ساده لوح و خوش باور و البته  صادق را از کشورهای مختلف اروپایی به عراق اعزام نمودی. انها بقدری فریب وعده های تو را خورده بودند که بیچاره ها هرکدام با کوله هایی انباشته از سوغات برای عزیزانشان درایران امده بودند و چه زود حباب این توهمات خوش خیالانه در دشت حسن اباد و چهار زبر ترکید انجایی که اجساد سوخته و سوغاتی های پراکنده در صحنه  مشمئز کننده شکل تراژدی سیاه  تو را برای انها رقم زد…. از فروغ برگشتیم  با انبوهی کشته و بدنهای مجروح  و باورهای خدشه دارشده…. مینیموم صداقت ومردانگی حکم میکرد که مسولیت این فاجعه انسانی را برعهده بگیری ولی افسوس که یک جو شرف و غیرت یافت نشد. ولی وقاحت و بیشرمی چرا…آنجا که خود قربانیان را مقصر تلقی کردی…عجبا عجبا

درحالی که هنوز زخم پیکرهایمان التیام نیافته بود درحالی که داغ فراق دوستان را بدل داشتیم کانون گرم خانواده و حربم مقدس زندگی راهدف گرفتی به بهانه انقلاب وقطع وابستگی  و بقول خودت دیگ ها گذاشتی و اتش ها برافروختی تا تمامی ارزش های خانوادگی وعشق به فرزند و همسر را در خلوت ترین نهانگاه اعضا که اصلی ترین مرکز کنش و واکنش بود را بسوزانی و خاکستر کنی و بر بنای آن قلب های سوخته مهر مریم  بکاری و بندهای لعنتی انقلابش را..

چندین سال هم ما را در لابلای طناب (بند)های انقلاب سرگرم  و سردرگم وعلاف کردی…درآن سالها تنها دلمان به سلاح  و اونیفورم  سبز رنگمان خوش بود و به حرف هایت  که هیچگاه لباس عزت وشرف ارتش آزادیبخش را از تن خارج نخواهیم کرد و سلاح مان که شرف ماست را برزمین نخواهیم گذاشت..

در طی این سالیان اشرفی برایمان ساختی با انبوه برج ها وسیم های خاردار اشرفی که در مناسباتش چرا و چگونه و کی و کجا و چطور ممنوع  و مرز سرخ شمرده میشد وخیال جدایی از آن خیانتی بزرگ…

چه انبوه اعضایی که بدلیل اصرار برای جدایی بطرز مشکوکی کشته  وسربه نیست  نشدند. چه بسیار افرادی که فقط بجرم اقدام برای انتخاب مسیر زندگی در زندان مخوف ابوغریب و زندانهای شما ساخته به اسارت نرفتند و چه تعداد بخت برگشتگانی که از شدت فشارهای طاقت فرسای مناسبات دست به خودسوزی نزدند…. الان قریب به بیش از ۳۰سال از ان وقایع میگذرد اکثر نفرات همانند من بیش از ۵۰ بهار از زندگیمان را پشت سرگذاشته ایم با انبوهی  بیماریها سرخورده و مایوس و زندگی  باخته… راستی ما بعد از ۵۰ سال باید به کدام داشته هایمان افتخار کنیم  و به چه ببالیم… به تحقق وعده سرنگونی؟ به ارتش آزادیبخش ملی  بازوی  پرتوان  و پراقتدار خلق… به سلاح  ناموس مجاهد… یا به اشرف حفظ  شرف . اکنون با گذشته ای سیاه وآینده ای نامعلوم درآلبانی اسکان داده شده ایم  و منتظریم در آلبانی برایمان اشرف  دیگری بسازند.. وبازهم ما را در خلوت بی خبری خودمان به اسارت بگیرند؟  ولی هرگز

نمیدانم زنده ای یا مرده؟ ولی باید به انبوه سوالات و تناقضاتی که تمامی وجودمان را فرا گرفته پاسخ بدهی که ما در آلبانی چکار میکنیم؟ به چه بهانه ای باید بمانیم ؟ باکدام هدف ؟ از درون وجدانهای بیدار شده مان نهیب میخوریم که دیگر دوران  فریب  ذهن تمام شد .

آلبانی پل ما بسوی آزادی است .

علی اکرامی

*** 

رادیو فرانسه: آخرین اخبار در مورد سرنوشت مسعود رجوی

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14553

فرقه رجوی دشمن قسم خورده دانشگاه و دانشجو (بمناسبت ۱۶ آذر) 

شهدای 16 آذرعلی اکرامی، انجمن نجات، مرکز خوزستان، ششم دسامبر ۲۰۱۴:…  از آن تاریخ به بعد این روز به عنوان “روز دانشجو” در تاریخ مبارزات دانشجویی به ثبت رسید. مسعود رجوی که به یمن خون هزاران شهید و از جمله شهدای دانشجو و پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران این فرصت را پیدا کرده بود که در صحنه سیاسی سری باز کرده و خودی نشان دهد به منظور جلب حمایت قشر دانشجو و در راستای پیشبرد اهداف …

شهدای 16 آذرشانزدهم آذر سالروز مبارزه با امپریالیسم یا فرصتی برای خودنمایی مجاهدین

حسین مدنی شهریار کیا بعد از صداممجاهدین با پشتوانه ی امپریالیسم ، مدعی آزادیخواهی!! (رجوی بدنبال لوث کردن حرکت ۱۶ آذز)

لینک به منبع

فرقه رجوی دشمن قسم خورده دانشگاه و دانشجو

روز ۱۶ آذر۱۳۳۲ سه تن از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف؛ شریعت رضوی، قندچی، وبزرگ نیا در اعتراض به حمایت دولت آمریکا از سیاست سرکوب گرایانه رژیم وابسته به شاه وبه هنگام بازدید نیکسون معاون رئیس جمهور وقت آمریکا از ایران هدف رگبار نیروهای سرکوبگر شاه در مقابل دانشگاه قرار گرفتند و با خون خویش سنگفرش های دانشگاه را رنگین کردند.

از آن تاریخ به بعد این روز به عنوان “روز دانشجو” در تاریخ مبارزات دانشجویی به ثبت رسید. مسعود رجوی که به یمن خون هزاران شهید و از جمله شهدای دانشجو و پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران این فرصت را پیدا کرده بود که در صحنه سیاسی سری باز کرده و خودی نشان دهد به منظور جلب حمایت قشر دانشجو و در راستای پیشبرد اهداف و مقاصد فرصت طلبانه سیاسی خود به محیط دانشگاه چنگ انداخت.

رجوی با عوام فریبی خاص خود از صداقت و کم تجربگی این قشر جوان سوء استفاده نموده و سعی کرد خود را در دانشگاه و دربین دانشجو یان بعنوان یک فرد مترقی وآزادیخواه جا بزند ، بخصوص اینکه بدلیل مشخص نبودن مرزبندیها ماهیت واقعی رجوی و فرقه وی برای آنها ناشناخته بود . در چنین شرایطی بود که انجمن های مختلف در دانشگاه ها شکل گرفت و رجوی با شیادی سیاسی خاص خود پروسه جذب دانشجو را آغاز نمود. صدها دانشجو را با فریبکاری به میتینگ های خود کشاند یا نشریه بدست بر سر چهارراهها و میادین عمومی به شکار دیگر نیروی جوان دانشجو که فاقد تجربه سیاسی بودند پرداخت . با شروع جنگ مسلحانه ازسوی وی بخش عمده ای از این نیروها که هنوز به ماهیت ضد دمکراتیک وخشونت طلبانه رجوی پی نبرده بودند در قالب تیم های تروریستی برای انجام ترورهای کورو کشتن حتی انسانهایی که نقشی هم درحاکمیت هم نداشتن سازماندهی شدند . با شکست مبارزه مسلحانه و فرار فرمانده عالی سیاسی نظامی به جبهه اورسوراواز نیروهای باقیمانده به منطقه کردستان و سپس به عراق انتقال یافتند وبا فراگیری آموزش های پیچیده ترور و بمب گذاری توسط نظامیان بعثی برای انجام ترور و بمب گذاری به ایران اعزام شدند. ترورهای کور، خمپاره باران اهداف غیر نظامی، بمب گذاری در میادین عمومی که منجر به کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از شهروندان گردید و درنهایت شرکت درعملیات مشترک با ارتش عراق علیه مردم ایران وهمچنین انتفاضه مردم عراق بعنوان بخشی از بیلان کار نیروهایی بود که روزی در توهم بدست آوردن آزادی و رفاه و آرامش هموطنان خودبه دام فرقه رجوی افتاده بودند. دانشجویانی که روزی در سنگر دانشگاه در آرزوی گام گذاشتن در مسیر شهدای۱۶ آذر بودند تا چشم باز کرده خود را در قلعه الموت اشرف و در حصار دیوارهای بتونی و سیم خاردار و برج های سر به فلک کشیده مناسبات فرقه رجوی یافتند جایی که رجوی آن را به اصطلاح دانشگاه واقعی نامیده بود.

در دانشگاهی که درس اول آن ذوب شدن درمناسبات فرقه گرایانه رجوی و تهی شدن از هویت واقعی انسانی خود بود. دراین دانشگاه دانشجویان حق فکر کردن وانتخاب نداشتند واساتید مجرب دانشگاه رجوی برایشان تدریس میکردند که چگونه فکر کنند! وچه بگویند! وچه بخورند!چه بنویسند! چه بپوشند! وچه وقت بخوابند.!

آزادی عقیده وبیان درمناسبات فرقه رجوی به نوعی ضدیت ومخالفت با انقلاب ایدئولوژیک خود ساخته رجوی محسوب می شد وبه فردی که روی آن اصرار میکرد مارک فردیت وروشنفکر نما زده میشد!!

کلمات چرا؟ چگونه ؟چطور؟چه وقت؟ کلمات ممنوعه اعلام گردید ومرز سرخ مناسبات فرقه شمرده می شد!! واگر کسی جرات میکرد از این مرز سرخ ها عبور کند وبه ذهنش خطور میکرد که چرا وچگونه سالیان از بهترین روزهای جوانی اش را بدنبال یک هدف نامعلوم و تحت تاثیر تحلیلهای من درآوردی در یک بیابان خشک وسوزان و در محاصره سربازان تا دندان مسلح صدام سپری کرده می بایست در نشستهای وحشتناک “عملیات جاری” واحد پاس کرده و در دیگ های بقول رجوی صد درجه ای که حرارت آن پیوسته توسط چماقداران سرکوبگر رجوی بالا و بالاتر می رفت سوخته و ترم بگذراند. اگر به ذهن این دانشجویان بخت برگشته دانشگاه مسعود و مریم می زد که چرا و چگونه علیرغم گذشت بیش از ۳۰ سال هیچ خبر و اطلاعی از خانواده اش ندارد و تا چه وقت از یک تماس تلفنی و یک نامه به عزیزترین کسانش محروم است به اتهام وابستگی به خانواده که در فرهنگ لغات دانشگاه رجوی کانون فساد نامیده شده بود! مورد شدیدترین توبیخها قرار میگرفت و مجبور می شد که صدها گزارش غلط کردم نوشته و بخواند. اگر میپرسید چرا طلاق و اینکه جدا شدن زن و شوهرها چه مسئله ای را از مبارزه وسرنگونی حل می کند وتکلیف فرزندان خانواده بلحاظ عاطفی چه میشود به دریافت لقب “نرینه وحشی “از اساتید دانشگاه رجوی یعنی مهوش سپهری، مهدی ابریشمچی ، فهیمه اروانی ودیگر سرکردگان فرقه مفتخر می گردید و میبایست هفته ها در یک بنگال انفرادی قرنطینه می شد تا اثبات کند که این “نون وحشی “بوده که قصد سوراخ کردن انقلابش را داشته است.

نسل دانشجویی که روزی به منظور فریب و سوء استفاده از آنها سمبل مبارزه برای آزادی تلقی میگردید در مناسبات داخلی و نشست های انقلاب ایدئولوژیک رجوی بچه سوسول، تتیش مامانی و جوجه بورژوا لقب می گرفت!!. این چنین بود که رجوی این دشمن قسم خورده ی دانش و دانشگاه واژه دانشجو را نیز همانند آزادی، علم، عدالت، ترقی خواهی به لوث وجود نفرت انگیزخودش آلوده کرد و برای رسیدن به اهداف جاه طلبانه و کیش شخصیت خود صدها دانشجو را فقط به دلیل اینکه می خواستند سرنوشت خود را رقم بزند و بنای مخالفت با فضای دیکتاتوری حاکم بر مناسبات او را گذاشتند به زندانهای ابوغریب فرستاد ، سربه نیست کرد و یا برای سالیان در مناسبات به اسارت گرفت و خیل دانشجویان جدا شده از فرقه رجوی بزرگ ترین دلیل برای اثبات این ادعاست که دانشجو و دانشگاه در فرهنگ رجوی محلی از اعراب ندارد. ولی بلاخره تاریخ وعبرت روزگار آن روی خودش را نیز به سرکردگان این فرقه نشان داد و به دنبال عقب نشینی مفتضحانه از کمپ بدنام اشرف سابق و انتقال نیروها به لیبرتی و به دنبال آن گشوده شدن قفل خروج نیروها ازعراق و گام نهادن برخی ازآنها به کشورهای آلبانی و آلمان عوامل فرقه که از صحنه اجتماعی و سیاسی ایران به کلی خود را حذف شده می بینند مذبوحانه بار دیگر تلاش می کنند چهره عوض نموده وبا دست زدن به تبلیغات گسترده درفضای مجازی ،دادن پیام های دروغین ومخفی شدن در پشت هویتهای کاملا مجهول بنام های دانشجویان دموکراتیک ،جنبش فعال دانشجویان زن و تشکل های بی نام ونشان در دیارفرنگ بقول خودشان کانونهای اعتراض و شورش در دانشگاهها را در سالروز۱۶ آذر سازماندهی کنند تا همانند دهه اول انقلاب از صداقت دانشجویان سوء استفاده نموده و به زعم خود بار دیگرآنها را جذب مناسبات فرقه کنند . غافل از اینکه دانشجویانی که طی این سالیان با ماهیت واهداف ضد دانشجویی این فرقه به خوبی آشنا شده اند آگاهتر از آنند که در حصارهای ذهنی آنها گرفتار آیند. یقینا ماهیت تروریستی وعملکرد این فرقه درخیانت به منافع خلق ومیهن و خوش خدمتی برای دشمنان مردم ایران آنقدر واضع وروشن است که دیگر هیچ دانشجویی تحت تاثیرشعارها وپیام های فریبنده سرکردگان فرقه منفور رجوی قرارنخواهد گرفت. سرکردگان این فرقه و شخص مریم رجوی درحالی عوامفریبانه وبا وقاحت تمام در روز۱۶ آذر دانشجویان را خطاب قرار داده و می دهند که در حال حاضر صدها دانشجوی سابق را در کمپ لیبرتی به اسارت گرفته و کماکان مانع ازخروج آزادانه آنها ازمناسبات فرقه درعراق می شوند و آنها را از حق تعیین سرنوشت خود که همانا حق انتخاب مسیر آینده زندگی است محروم نمودند . رجویها عملا در طی این سالیان نشان داده اند که دشمن قسم خورده دانشجو و دانشگاه هستند و برای ارضای منافع حقیرمادی و ادامه زندگی خفیف خائنانه خود حاضرند دهها نفر از همین دانشجویان را قربانی خود نمایند.

بنابراین در سالروز۱۶ آذر با صدای رسا باید به رجویها گفت ؛ که دانشگاه و دانشجو بیدار است و هرگز شعارها وپیام های دروغین خائنین ودشمنان قسم خورده مردم ایران نمی تواند آنها فریب دهد وامروز درس اول در محیط دانشگاه گفتن نه بزرگ به رجویهاست و آنها مبارزه بی امان افشاگرایانه برضد این فرقه تروریستی وضدمردمی را مبرم ترین وظیفه ملی و میهنی خود می دانند .

باردیگر درسالروز ۱۶ آذریاد شهدای قهرمان این روز حماسی راگرامی داشته وبرروان پاک آنها درود می فرستیم .

علی اکرامی

محمد حنیف نژادلاف پنجاه سالگی؛ در پی هویت نداشته

جناب ابریشمچی گاهی خیلی خنده دار می شوی!

***

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=11040

گفتگویی با علی اکرامی ، پیرامون نمایشگاه دگردیسی در فرقه رجوی در استان سمنان

انجمن نجات، مرکز سمنان، بیست و یکم می ۲۰۱۴: … آنها می گفتند بحثهای شما خیلی به ما در زمینه آشنایی با شیوه های فریب این فرقه کمک کرد . ما تا قبل از این نمایشگاه  با افراد زیادی در اینترنت آشنایی داشتیم و بحث می کردیم  بدون اینکه آنها را بشناسیم .اصلا هوشیار نبودیم و فکر نمی کردیم این رابطه ممکن است سرآغاز یک دام برای فریب ما باشد. وقتی شما از خصوصیات فردی خودتان در زمان جذب به این فرقه صحبت می کردید …

استقبال پرشور دانشگاهیان از همایش دگردیسی در فرقه مجاهدین خلق

لینک به منبع

گفتگویی با علی اکرامی ، پیرامون نمایشگاه دگردیسی در فرقه رجوی در استان سمنان

همانگونه که در سایت انجمن اطلاع رسانی شد . هفته گذشته ، نمایشگاه دگردیسی در فرقه رجوی در دانشگاه های شاهرود و سمنان برگزار گردید . بر اساس گزارش های دریافتی ، بازخوردهای های خوبی از طرف بازدیدکنندگان وجود داشته است و تاثیر مثبتی بر آگاهی از فرقه رجوی در طیف جوانان و دانشجویان ایجاد شده است . بر آن شدیم ، با آقای علی اکرامی یکی از جداشده ها از این فرقه که به عنوان شاهد ، کارشناس و افشا کننده ماهیت فرقه ای گروه تروریستی رجوی در نمایشگاه حاضر بودند ، گفتگویی داشته باشیم .

حسینی : با سلام خدمت دوست عزیزم ، آقای علی اکرامی و با تشکر از وقتی که در اختیارم قرار می دهید . ضمن قدردانی از زحمات شما در نمایشگاه های دگردیسی فرقه رجوی ، در ابتدا ، اگر ممکن است کمی از کم و کیف نمایشگاه استان سمنان برایمان توضیح دهید ؟

آقای اکرامی: با عرض سلام و تشکر بابت این مصاحبه ، از تاریخ یکشنبه ۷/۲/۹۳ لغایت دوشنبه ۱۵/۲/۹۳ نمایشگاهی تحت عنوان دگردیسی در فرقه تروریستی مجاهدین درشهرهای شاهرود و سمنان برگزارگردید که اقشار مختلف ازجمله دانشجویان ، اساتید ، دانش آموزان ، مقامات و مسئولین محلی و لشگری شرکت داشتند. این نمایشگاه با هدف روشنگری درخصوص ماهیت و عملکردهای این فرقه بخصوص ترفندهایی که درفضای مجازی برای فریب نسل جوان جامعه انجام می دهد صورت گرفت .

حسینی : فعالیت شما در نمایشگاه چه بود ؟

آقای اکرامی : فعالیت من در زمینه افشاگری درخصصوص نقش مخرب و جاسوسی و خیانت این فرقه در جریان جنگ تجاوزکارانه هشت ساله صدام برعلیه ایران بود .سعی کردم که با بیان موارد مشخص به روابط و اتحاد سران فرقه و شخص رجوی با سران حزب بعث عراق بپردازم و همچنین با افشای ترفندهای جدید این فرقه درعرصه فضای مجازی به جوانان و لزوم هوشیاری هرچه بیشتر هشدار دهم.

حسینی : بازدید کنندگان نمایشگاه بیشتر از چه قشری از جامعه بودند ؟

آقای اکرامی : بازدید کنندگان ازمیان اقشارمختلف استان سمنان بودند .اساتید – دانشجویان- دانش آموزان وکارمندان ادارات و پرسنل نظامی ، خانواده های اسیران این فرقه وخلاصه اقشار مختلف را دربر می گرفت.

حسینی : اصلی ترین سئوالات بازدید کنندگان چی بود ؟

آقای اکرامی : اصلی ترین سئوال که عمدتا از طرف قشر جوان و دانشجو و قشر تحصیل کرده می باشد ، در مورد چگونگی و علت جذب ما ، منابع مالی فرقه ، نقش خانواده – علت جدایی و طلاق و بخصوص ترفندها و شیوه های فعلی این فرقه برای فریب دادن جوانان درعرصه فضای مجازی بود.

حسینی : با چه باز خوردهایی از طرف بازدید کنندگان مواجه بودید؟

آقای اکرامی : برخوردهای خیلی خوبی بخصوص از ناحیه نسل جوان و تحصیل کرده اعم از دختران و پسران صورت گرفت . بعضا خیلی ما را تحت تاثیر قرار میداد و اشک درچشمانمان جاری می ساخت . به عنوان نمونه :

سه دخترخانم دانشجو ما را احاطه کرده و سئوالاتی از وضعیت فرقه رجوی می پرسیدند . آنها می گفتند بحثهای شما خیلی به ما در زمینه آشنایی با شیوه های فریب این فرقه کمک کرد . ما تا قبل از این نمایشگاه با افراد زیادی در اینترنت آشنایی داشتیم و بحث می کردیم بدون اینکه آنها را بشناسیم .اصلا هوشیار نبودیم و فکر نمی کردیم این رابطه ممکن است سرآغاز یک دام برای فریب ما باشد. وقتی شما از خصوصیات فردی خودتان در زمان جذب به این فرقه صحبت می کردید احساس می کردیم مثل شرایط امروزی ما هستید .خیلی برایمان جالب بود. چون ما مثل آن روزهای شما یک فرد احساسی ، عاطفی ، کنجکاو و آرمانی هستیم و به دنبال ایده ها و افکار مختلف می گردیم .امروز با بحثهای شما زنگ خطر را احساس کردیم .خیلی خوشحالیم که شما باعث شدید خودمان را بهتر بشناسیم و هوشیارتر باشیم .امروز یک روز خاطره ا نگیز برای ما است . به همه جای ایران بروید و نمایشگاه بگذارید و این بحثها را مطرح کنید. ما به شما به چشم انسانهای گناهکار نگاه نمی کنیم .گذشته شما برایمان مهم نیست، مهم وظیفه ای است که امروز برعهده گرفته اید. کار شما خیلی با ارزش و مقدس است . سوژه و موضوع بحث ، دیگرشما نیستید ، بلکه ما هستیم .از اینکه وقت خودتان را صرف هوشیاری وآگاه کردن ما ، از خطرات این فرقه می کنید . متشکریم

حسینی : از سال گذشته تا کنون شما در چند نمایشگاه در استانهای مختلف شرکت کرده اید و پاسخگوی هموطنانمان بوده اید. به نظر خودتان چقدر در شفاف سازی ماهیت و واقعیت فرقه رجوی موفق بوده اید ؟

آقای اکرامی : من در نمایشگاه های مختلفی در بوشهر، خوزستان ، مازندران ، قزوین و سمنان شرکت کرده ام. به نظرم این روشنگری ما یک ضربه جدی بر پیکر فرتوت فرقه رجوی است . اگر چه دیگر این فرقه هیچ گونه موجودیت سیاسی و نظامی ندارد و اصولا تهدیدی عینی محسوب نمی شود ولی با این فعالیتها به میزان زیاد توانستیم به قشر جوان جامعه نسبت به ترفندهای این فرقه برای فریب آنها مصونیت ایجاد کنیم .استقبال بیش از حد تصور ما نشان دهنده موفقیت ما دراین زمینه است .

حسینی : به نظر شما ، اگر بخواهیم از اقدامات فریب کارانه فرقه رجوی مصون بمانیم . چکار باید بکنیم ؟

آقای اکرامی : به نظرم همین کاری را که درمحیط دانشگاه ها و جامعه و بخصوص درمیان قشر جوان آغازکرده ایم را درکیفیت و مدار بالاتری ادامه دهیم . امروز فرقه تروریستی رجوی به مصداق یک فرقه مخرب کنترل ذهن برای فریب جوانان و بقای موجودیت رو به اضمحلال خود ، دست به هر ترفندی می زند. بخصوص در فضای مجازی و با هویت مجهول ، مبرم ترین وظیفه ما افشای این ترفندها وآگاهی بخشیدن به نسل جوان جامعه و مصون سازی جامعه است .

حسینی : آقای اکرامی از اینکه به سئوالاتمان پاسخ دادید سپاسگزارم و با آرزوی موفقیت هر چه بیشتر برای شما در راستای روشنگری علیه این فرقه تروریستی.

ترفند جدید مجاهدین در جعل خبر برای ایجاد آشوب

مردان ما در ایران؟


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

همچنین:

نشست خبری انجمن نجات. روناک دشتی، ابراهیم خدابنده، علی اکرامی و ایرج صالحی در سمنان

نجات سمنان 04052014مجاهدین دات کام، سمنان، چهارم می ۲۰۱۴: …  ابراهیم خدا بنده که مدت ۲۳ سال عضو این گروهک بود افزود : هدف این سازمان ( انجمن نجات ) کمک حقوق بشری و نجات سه هزار اسیر از دست گروهک منافقین است. وی با تاکید بر اینکه گروهک منافقین اکنون مشکل سیاسی ، امنیتی و اجتماعی

نامه سرگشاده انجمن نجات به خانم لورا بولدرینی. هیئت پارلمانی شما در زمان حضور در تهران با ما دیدار کند

Laura Boldrini Italyانجمن نجات، تهران، یازدهم می ۲۰۱۴: …  همانطور که مطلع هستید یک هیئت ۱۰ نفره از پارلمان ایتالیا به ریاست آقای اتوره روساتو روز شنبه ۳ مه ۲۰۱۴ برای یک دیدار ۴ روزه به تهران آمد. در میان نمایندگان هیئت مربوطه  کسانی بودند که طومارهائی را برای سازمان مجاهدین خلق در جهت محکوم نمودن جمهوری اسلامی

مشاور سیاسی پارلمان اروپا: باید به نقش انگلی مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در ساختمانهای پارلمان پایان داد

مزدور مریم رجویایرنا به نقل از لوبلاگ، یازدهم آوریل ۲۰۱۴: … از اعضای پارلمان اروپا برای من تعریف می کرد که مجبور شده بر سر یکی از فعالان این گروه که می خواسته با سماجت وارد دفتر کار او بشود، فریاد بزند تا دست از سرش بردارد! حتی دفاتر پارلمان اروپا نیز در امان نیستند. آنها از اینکه بدون د

جنون رهبری مجاهدین خلق (رجوی ) و جان های ارزان اعضاء

انجمن نجات، مرکز کرمانشاه، دهم می ۲۰۱۴: …  رجوی افراد جدیدالورود و تازه وارد را به داخل تشکیلات و مناسبات خود وارد نمی کرد و آنها را بلافاصله بعد از یک آموزش کوتاه و دوپینگ ایدئولوژی برای ترور به داخل ایران اعزام می کرد تا اولا سالها در فرقه نمانند و انرژی صرف آنها نکنند دوما دارای اطلاعات

جدا شده ها از فرقه رجوی (مجاهدین خلق) ، آلبانی ، تیرانا – قسمت دوم

بچه های سازمان مجاهدین خلق فرقه رجوی در تیراناانجمن نجات، مرکز تهران، دهم می ۲۰۱۴: …  برخی از جدا شدگان آلبانی معروف به بچه های سازمان هستند  . کسانیکه ، رجوی در بحبوحه جنگ آمریکا در عراق ، آنان را که در سنین کودکی بودند از پدر و مادرانشان جدا کرد و به کشورهای اروپا

وضعیت نفرات مستقر در قرارگاه لیبرتی (ناتوانی مجاهدین خلق، فرقه رجوی در قبال فرار گروگانها)

انجمن نجات، مرکز تهران، دهم می ۲۰۱۴: …  طی گزارشات دریافتی از لیبرتی مسئولین فرقه رجوی با مشکلات عدیده ای با نفرات ساکن در لیبرتی مواجه شده اند و به شدت مراقب هستند که از فرار افراد جلوگیری شود و با برگزاری نشستهای  درون تشکیلاتی فشار زیادی را روی نفرات وارد می نمایند . تا نیروها به هیچ و

رنج نامه یک اشرفی سابق به رجوی، برای تاریخ فردا – قسمت اول و پایانیhttp://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27538http://iran-interlink.org/wordpressfa/?feed=rss2Iran Interlink.exposing Mojahedin Khalq,Rajavi cult,Massoud Rajavi, Maryam Rajaviافشای مزدوری مسعود و مریم رجوی و سازمان مجاهدین خلق ایران و نامهای مستعار همچون شورای ملی مقاومت ایران

Source:

به سفارش مدیر روشنایی

تصمیم ترامپ درباره«برجام»احتمالا جمعه اعلام می‎شود

عدم گنجاندن سخنرانی رئیس جمهوری آمریکا در برنامه روز پنجشنبه کاخ سفید، این فرض را …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code