صفحه اصلی / فرق و ادیان / دنیای تاریک و سیاه مجاهدین ـ قسمت پنجم

دنیای تاریک و سیاه مجاهدین ـ قسمت پنجم

دنیای تاریک و سیاه مجاهدین ـ قسمت پنجم

دنیای تاریک و سیاه مجاهدین ، خاطرات قلعه اشرف

منصور تنهایی (عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق ـ ساکن تهران)

ارسال به سایت نیم نگاه

 نشست جمعی ، تراژدی طلاق های اجباری

موضوع نشست نیمه شب علت شکست عملیات به اصطلاح فروغ جاویدان بود که رجوی در این مورد صحبت کرد و طبق معمول توجیهات عجیب و غریبی را به هم بافت. فردای آن روز تا ظهر استراحت کردیم و در بعد از ظهر تکرار نشست را در نوار ویدئو به ما نشان دادند که تا شب طول کشید. به نظر من اگر کسی بخواهد مفهوم شست و شوی مغزی و یا القائات به دیگران را به بهترین شکل تعریف و تجربه کند باید در قرارگاه اشرف مدتی بسر می برد.

عملیات فروغ جاویدان

روز سوم ساعت ده صبح برای ادامه نشست به سالن اجتماعات رفتیم. رجوی و مریم عضدانلو در این جلسه حاضر نبودند و مهدی ابریشم چی پشت میکروفن رفت و گفت امروز مسعود نمی آید و در ادامه ی موضوع نشست پریروز حدود یک ساعت سخنرانی کرد و تاکید داشت تا ما اعضای حاضر در جلسه در رابطه با مطالب طرح شده به خوبی فکر کنیم و در مورد آن با فرماندهان خودمان نشست توجیهی گذاشته و در نشست بعدی شرکت کنیم. در بعد از ظهر همان روز در هر لشکر جداگانه با حضور نفرات و فرماندهان مربوطه نشست برگزار گردید تا سناریوی نابودی کانون خانواده ها و از بین بردن احساسات انسانی افراد به وسیله مریدان کوراندیش رجوی تکمیل گردد.

نشست طلاق های اجباری

در لشکر ما نیز نشست طبق برنامه از پیش تعیین شده با حضور عادل برگزار شد. عادل بعد از توضیح نشست انقلاب و حرفهای کلیشه ای از ما خواست تا نظر خود را به صورت گزارش کتبی به سازمان انعکاس دهیم. لازم به ذکر است که در این روزها تمامی کارهای روزمره و مراسم های برنامه ریزی شده کاملا تعطیل شده بود تا زمینه شست و شوی مغزی افراد به بهترین نحو امکانپذیر شود.

محمد سادات دربندی

روز چهارم افراد که هنوز از تاثیر شوک وارد شده رهایی نیافته بودند گزارشات را به تبعیت از یکدیگر نوشتند و به مسئولین خود تحویل دادند. و به ما دستور داده شد تا به آسایشگاههای خود رفته و استراحت کنیم زیرا در اوایل شب ادامه نشست شروع شده و تا صبح طول خواهد کشید. در واقع مسعود رجوی و دیگر سران بیمار فرقه مجاهدین تصمیم گرفته بودند تا با تمامی روشها و شیوه های غیرانسانی و فاشیستی ذهن و روان افراد را تحت فشار سیستماتیک قرارداده و فرصت کمترین تامل و یا تبادل نظر افراد قرارگاه را با همدیگر از بین ببرند و زمینه هر گونه اعتراض و انتقاد مبتنی بر تعامل فکری نیروها را نسبت به طرح اراجیف و تحلیل های غیر منطقی کمرنگ کنند. به همین دلیل در ساعات استراحت سعی می کردند به ما القاء کنند که افراد نیاز به خواب دارند و باید استراحت کنند تا با آمادگی بیشتر در نشست های بعدی انقلاب شرکت کنند. برای مثال عادل در نشست افراد لشکر ما توصیه اکید داشت که با دیگران در این مورد صحبت نکنیم و به تنهایی فکر کنیم و با دستور رسمی به یگان ها بحث دسته جمعی و حتی دو نفری را نیز ممنوع کردند. در واکنش به تحلیل رجوی و دیگر سران فرقه ،  ما اسرای جدیدالورود می گفتیم که این مباحث به ما ربطی ندارد زیرا ما مجرد هستیم. اما غافل از اینکه رجوی با ذهن بیمار خود سعی دارد اتوریته خود را در قلعه اشرف عینیت تمام عیار بخشد.

مسعود رجوی

 در نشست شب چهارم رجوی به همراه مریم شرکت کرد و طی سخنانی خطاب به ما اسرا و افراد مجرد حاضر در قلعه گفت: “بعضی ها در گزارشات خواسته شده نوشته اند که ما مجردیم و این مباحث به ما ربطی ندارد و من دقیقا امشب آمده ام که در باره شما مجردها صحبت کنم و افزود کسی که زن دارد نود درصد خیالش راحت است اما شما که مجرد هستید بیشتر از متاهل ها به فکر زن هستید به همین دلیل شما مجردها باید در ذهنتان و حتی رویاهایتان نیز زن را طلاق دهید و دوست داشتن را باید در وجودتان دفن کنید تا رها شوید. حتی کسانی را که دوست دارید تصوراتتان در مورد آنها را با اسم و تاریخ گزارش کنید و در آن اعتراف کنید که رویاهایتان را طلاق داده اید”.

 در این جلسه رجوی خیلی زیرکانه سعی داشت علائق و دلبستگیهای طبیعی افراد را به نفع امیال خودخواهانه و بیمارگونه اش مصادره نماید و در نهایت با تهی نمودن افراد از هر گونه احساسات طبیعی ، نیازهای آنان را کانالیزه کند تا وابستگی تام وتمام به رهبری خود را در فرقه امکانپذیر گرداند. او به خوبی آگاه بود که انسانها به طور فطری نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن دارند و اگر او بتواند با سناریوی وحشتناک “نشست طلاق” مسیر طبیعی نیاز مذکور را به نوعی به سوی خود سوق دهد در آن هنگام براحتی می تواند از نفرات  نه به عنوان وجود انسانی بلکه به مثابه یک ابزار مکانیکی استفاده حداکثری را ببرد.

 بعد از پایان سخنان رجوی، برخی از افراد که  گزارش اعترافاتشان و یا به عبارتی “گزارش مسخ و بی هویتی” آنان را رهبر فرقه خوانده بود بنا به خواسته رجوی آن افراد  گزارشات خود را با صدای بلند و در میان همه نفرات خواندند. بیشتر آنان از میان متاهلین انتخاب شده بودند و بدین ترتیب آغاز تراژدی طلاق و جدایی غم انگیز همسران و دفن عشق و آموزش نفرت به نیروها در قلعه اشرف شروع شد.

 ادامه دارد …

تنظیم از آرش رضایی

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=21490

دنیای تاریک و سیاه مجاهدین ـ قسمت چهارم

مهدی ابریشم چی

 


نوشته شده توسط master در پنجشنبه, ۰۶ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۲:۵۱ ب.ظ



Source:

به سفارش مدیر روشنایی

تصمیم ترامپ درباره«برجام»احتمالا جمعه اعلام می‎شود

عدم گنجاندن سخنرانی رئیس جمهوری آمریکا در برنامه روز پنجشنبه کاخ سفید، این فرض را …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code