آخرین خبرها
صفحه اصلی / فرق و ادیان / خاطره کشته شدن بهروز مجد آبادی توسط جمال شوهانی

خاطره کشته شدن بهروز مجد آبادی توسط جمال شوهانی

خاطره کشته شدن بهروز مجد آبادی توسط جمال شوهانی یکی از منتقدین و متعرضین  درون تشکیلات

​ میر باقر صداقی من بهروز مجد آبادی را از سال ۱۳۶۹ میشناختم .بعد ازهمگانی شدن انقلاب ایدئولوژیک سازمان در سال ۶۸  و کودتا علیه مردان با صلاحیت در سازمان و روی کار آمدن زنان بعنوای شورای رهبری سازمان , بهروز و بسیاری از فرماندهان را از فرماندهی گردانها و لشکرهای تانک به فرمانده دسته تنزل رده داده بود برادر کوچک بهروز که در ستاد ۹۰۰ قرارگاه اشرف بود در جریان عملیات مروارید از سازمان جدا شد دنبال زنده گی خودش رفت خواهر کوچ بهروز نیز همراه من از ترکیه به عراق اعزام شده بود و هم اکنون در سازمان است .
در واقع بعد از تنزل رده در مناسبات بهروز تا لحظه مرگ از این تنزل رده متناقض بود و هیچوقت توضیحی برای این تنزل رده پیدا نکرده  در جریان جنگ اول خلیج و عملیات مروارید من بارها شاهد برخورد تشکیلاتی خانم مریم اکبری با بهروز بودم که او را سر این تناقض شماتت میکرد تا اینکه در سالهای هفتادو یک در میان ناباوری و بهت شاهد اخبار عملیاتهای مرزی سازمان مخصوصا بمب گذاری در جاده های مرزی و انفجار لوله های نفتی مناطق مرزی همچون گیلانغرب دهلران موسیان و غیره  شدیم این عملیاتها اغلب  توسط سازمان بصورت مخفی سازماندهی شده بود تیم های عملیاتی موفق  شامل نفرات جدید الورود به سازمان بودند از جمله این نفرات  جمال شوهانی , غفور ,محمد تقی آبخضر و دهها نفر دیگر.

 تجربه این عملیات موفق  به آنجا برمیگشت که نفرات قدیمی سازمان در جنگهای نامنظم راندمان کافی نداشتند و اغلب بدلیل دوری و عدم شناخت  از ملا اجتماعی ضربه میخوردند از جمله تیم عملیاتی رشید  از لشکر ۶۷ که در اولین عملیات لو رفتند و همگی کشته شدند از اینرو سازمان روی نفرات جدید سرمایه گذاری کرده بود و راندمان خوبی هم از آنها گرفت .

بعد از علنی شدن این عملیاتها و پایان دوره عملیاتهای نامنظم که معمولا آخرهای زمستان و ابتدای فصل بهار بود این نفرات به صورت فاتح در یگانها و لشکرها سازماندهی شدند مخصوصا فرماندهان این تیم ها که جزو نفرات قدیمی بودند ارتقاء رده تشکیلاتی داشتند مثلا اگر فرمانده تانک بودند فرمانده دسته شدند و اگر فرمانده دسته بودند فرمانده گردان …..

 آقای جمال شوهانی که جزو این تیم های عملیاتی بود ,  در لشکر ۴۰ سازماندهی شد . جمال  در مدت یکسال وخورده که در این لشکر بود بدلیل برخوردهای غیر انسانی و فشارهای روحی ناشی از طلاقهای اجباری و انقلاب ایدئولوژیک کاملا از سازمان رویگردان شد, درمناسبات  کارو مسئولیت جدی به جمال سپرده نمیشد تا اینکه زمان عملیاتهای نامنظم سال هفتادوسه فرا رسید معمولا در این برهه سازمان بخاطرفریب و هل دادن نفرات به سمت عملیات آنها را موش موش میکرد از اینرو سازمان باز سراغ جمال رفت او را در تیم عملیاتی بهروز مجد آبادی سازماندهی کرد بهروز هم بخاطر تنزل رده تشکیلاتی از فرماندهی گردان به فرماندهی دسته در زمان آغاز انقلاب ایدئولوژیک  داوطلب شده بود تا بعد از عملیاتها دوباره فرمانده گردان شود .

این عملیاتها مصادف بود با  شکنجه های درونی منتقدین در سال هفتادوسه که بحث مفصلی دارد( بیش از هفتصد نفردر این سال در سازمان شکنجه شدن )  و این عملیاتها همزمان با پانسیون نفرات در مجموعه اسکان سرپوشی بود برای غیبت نفرات در سازمان.

تیم بهروز برای بمب گذاری لوله های نفتی منطقه دهلران اعزام شد اما در همان شب اول جمال شوهانی از پشت تیم عملیاتی را به رگبار میبندد و در تاریکی شب به سمت پاسگاه مرزی ایران فرار میکند پای بهروز تیر میخورد و چون شاهرگ اصلی ران پای بهروز  قطع شده بود بر اثر خونریزی بهروز کشته شد  باقی نفرات تیم جسد بهروز را برگرداندن و هم اکنون جسد بهروز در مزار  مروارید قرارگاه اشرف است .

سازمان و مسعود رجوی بعد از این داستان به دروغ گفتند که جمال شوهانی نفوذی بوده است او را  شناسائی کرده بودند اما سوال اساسی است که اگر او نفوذی بود و سازمان او را شناسائی کرده بود چرا  با این وجود جمال را در تیم بهروز سازماندهی کرده بودند دروغهای که هیچوت در سازمان توضیح کافی به آن داده نشد.

بهروزی که فقط بخاطر کرسی طلبی و رده تشکیلاتی قربانی شد .

میر باقر صداقی
ایران ستارگان
سوئیس، چهاردهم دسامبر ۲۰۱۶

Source:

به سفارش مدیر روشنایی

شمخانی: آل‌سلمان فعالترین کارخانه تولید تروریست در جهان را در عربستان راهبری می‌کند

به گزارش روشنایی، شمخانی با اشاره به اقدامات و اظهارات تبلیغاتی و فاقد ارزش برخی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code